h 990
i 0
S 0

سلامت روان شیرخوار

از 6تا 12ماهگی نوزادان نیاز دارند که والدین و اعضای خانواده با آن ها صحبت نموده، آواز بخوانند، کتاب بخوانند و با آن ها بازی کنند. آن ها سر و صدای بسیاری میکنند و زمانی که توجه شما را به خود جلب نمودند، لبخند زده و میخندند و صداهای کودکانه میکنند. آن ها صدای اعضای خانواده را تشخیص میدهند اما از صداها و چهره های جدید میتوانند خجالت بکشند. نوزادان می نشینند، می چرخند، دست کسی را می گیرند و برخی شروع می کنند چهار دست و پا راه بروند و سعی می کنند روی پا بایستند.
کودک من و شما در وقت ورود به دنیا با صفت، ویژگی ها و حالاتی متفاوت با دیگران به دنیا می آید که به این صفات خلق و خو می گوییم. 
این مجموعه صفات در کودک تا یک سال اول بر او غلبه دارد ولی بعد از یک سالگی می توان کمی در آن تغییر ایجاد کرد و در 3 تا 4 سالگی نقش اصلی را از دست می دهد مگر اینکه آموخته های ما آن را تشدید کند. 
بنابراین پدر و مادر از کلیات با خبر هستند. اما باید با آمادگی کامل برای انعطاف و سازگاری با فرزند تربیت را آغاز کنند. 
اصول روانی را باید در نظر گرفت ولی با انعطاف، وگرنه درگیر ستیز می شویم. باید با آگاهی ومهربانی موجب رشد و سلامت روانی کودک شویم. در غیر صورت جنگیدن با خلق و خو کودک ما را از پا در می آورد.

 

  •  خودآگاهی شیر خوار
  •  تجربه ی مثبت
  •  واکنش های شیر خوار
  •  رفتار های تاثیر گذار برسلامت روان شیرخوار
  •  روحیات شیر خوار
  •  نقش پدر
  •  محبت
  •  تکرار
  •  تکلم کودک
  •  کنجکاوی
  •  مشکلات روانی در شیرخوار
  •  وابستگی
  •  ترس
  •  افسردگی

خودآگاهی شیر خوار

کودکتان فرد واحدی با صفات شخصیتی مخصوص به خود است. در هر حال به عنوان یک فرد مستقل فقط درک مبهمی از وجود مجزای خودش با شما دارد. اما احساس او از هویت خود در حال شکوفایی و شکل گرفتن است. به تدریج که حس «خودآگاهی» او به عنوان یک شخصیت مستقل رشد می کند و شما را به عنوان یک فرد جدای از خود پی می برد.
یکی از آشکارترین علائمی که نشان دهنده درک او از خود است، علاقه شدید او به آینه است. تا سن هشت ماهگی با آینه به عنوان یک شی جذاب برخورد می کند. ابتدا فکر می کند که درون آینه، کودک دیگری وجود دارد، اما می داند آن کودکی که در آینه است به او ربط دارد. برای مثال وقتی به آینه نگاه می کند ممکن است به نقطه خاص بر صورت خود اشاره کند یا دسته ای از موهای خود را بکشد.

بازی در مقابل آینه، احساس هویت را در او تقویت می کند. با این کار عواطف و احساسات کودک متناسب با وضعیت و چهره در آن تقویت می شود و درک بهتری از خودآگاهی پیدا کند.

با خودشناسی بیشتر حس ایمنی در او بالا می رود، و در برخورد با غریبه ها، جدایی از مادر دچار آشفتگی کمتری می شود. اما نکته ی منفی این قضیه این است که، با اعتماد به نفس بیشتری که پیدا می کند، قدرت تسلط و پرخاشگری در او افزایش می یابد و دوست دارد هر کاری را به روش خودش انجام دهد.

تجربه ی مثبت

در مسئله ی یادگیری احساسات، لحظات مثبت یا منفی خیلی موثرند. به عنوان مثال برای یادگیری اشکال هندسی به همراه یک چهره خندان و صدای مهربان موثر تر خواهد بود تا حالت متضاد این این قضیه. به نظر می رسد احساسات مثبت، توجه و حس انگیزش کودک را بالا می برد.

علاوه بر این کودک هر اتفاق را با حس همان لحظه یاد خواهد گرفت. مثلا اگر شما در حین یاد دادن اعداد به او خشونت به خرج دهید، او اعداد را با دیده ی منفی می نگرد. در اصل هر مطلبی را با احساسی که شما به او منتقل می کنید یاد می گیرد.

شرطی سازی کلاسیک به نوباوگان کمک میکند تا تشخیص دهند کدام رویدادها در زندگی روزمره معمولا باهم روی میدهند، بنابراین می توانند پیش بینی کنند که بعدا چه اتفاقی قرار است روی دهد. در نتیجه، محیط منظم تر و قابل پیش بینی می شود.

واکنش های شیر خوار

اگر به خاطر داشته باشید در مبحث واکنش های نوزاد قید کردیم که خنده های نوزاد از روی آگاهی نیست و فقط یک واکنش ماهیچه ای-عصبی است. اما خنده ی بعد از دوره ی نوزادی و حوالی سه ماهگی به بعد صورت آشنا را از غریبه به خوبی تشخیص می‌دهد. خنده از این به بعد، کانال ارتباطی کودک با افرادی است که آن‌ها را می‌شناسد و علامت رضایت او از یک وضعیت است.

او شكل اشیا و منشأ صداها و تصویرها را می‌شناسد. در این سن، تنها تغییرهايی او را به خنده می‌اندازد که حالت‌هاي پیش از آن را شناخته باشد و بتواند آن تغییر را با حالت‌هاي قبلی مقایسه کند. از آن‌جا که بسیاری از حالت‌ها برای او شناخته شده‌اند، پس مثلا از حرکت های غیرمتعارف خنده‌اش می‌گیرد، اما اگر تغییرها بسیار زیاد باشند، احساس ترس کرده و به گریه میوفتد. نوزادان ۱۰ ماهه شروع به پیروی از فرآیندهای فکری دیگران می‌کنند. یویان لو، دانشیار روان‌شناسی رشد می‌گوید: «بچه‌ها مانند بزرگسالان وقتی چیزی را برای نخستین‌بار می‌بینند، چیزی که شگفت‌انگیز است، به‌مدت طولانی به آن نگاه می‌کنند. این نشان می‌دهد آن‌ها تشخیص می‌دهند یک چیز متناقض وجود دارد.

او توضیح می‌دهد این حالت را «تخطی از آنچه انتظار می‌رود» می‌نامند. وقتی بچه‌ها به وسیله چیز غیرمنتظره‌ای شگفت‌زده می‌شوند تمایل دارند به‌مدت طولانی به آن زل بزنند.

برقراری ارتباطات لمسی، برای او لذت‌بخش بوده و باعث خنده می‌شود خندیدن در این سن، نشانه رشد و پیشرفت اوست.

رفتار های تاثیر گذار برسلامت روان شیرخوار

بعضی از رفتار ها است که در ذات و فطرت مادرانه نهفته شده اما گاهی آثار آن بر روی کودک نادیده و خرده گرفته می شود. از سری رفتار های موثر که بر روی ضمیر نا خودآگاه فرزند شما تاثیر بسزایی خواهد نهاد رفتار های زیر است.

وقتی از او محافظت می کنید و او به شما پناه می آورد.

وقتی برای مدتی با او بازی می کنید و برای او زمان می گذارید.

وقتی با او می خندید تا حدی که نفستان بند می آید.

وقتی در حال نیایش و عبادت هستید.

وقتی با همسرتان رفتار مثبت یا منفی دارید.

وقتی فداکاری می کنید و از حقتان به نفع او می گذرید.

روحیات شیر خوار

به گفته ی دکتر هلاکویی کودک انسان در 14 ماه اول 7 چیز در او ساخته یا ویران می‌شود:

اطمینان
2- امنیت
3- آرامش
4- امیدواری.
5- مثبت بودن.
6- خوشبین بودن
7- پشتکار داشتن.

نتیجه این‌7مورد اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس یک باور است. همه آدم‌ها همیشه اعتماد به نفس دارند؛ اما اعتماد به نفس نیز مثبت و منفی دارد. کسی که اعتماد به نفس مثبت دارد می‌گویند “من می‌دانم و می‌توانم” و کسی که اعتماد به نفس منفی دارد می‌گویند “نمی‌دانم پس نمی‌توانم یا با وجودی که می‌دانم نمی‌توانم”.

اعتماد به نفس مثبت در کودک بر اثر 9 مورد به وجود می‌آید:
1- تولد راحت.
2- پدر و مادری که بلافاصله احتیاج کودک را برآورده کنند.
3- پدر و مادری که نگذارند کودک درد فیزیکی بکشد.
4- پدر و مادری که کودک را نوازش کنند.

5- پدر و مادری که تحریک را در کودک برانگیخته باشند.
6- حداقل 8 ماه در آغوش مادر شیر خورده باشند.
7- در خانه ای بزرگ شوند که در آن خانه محبت باشد و دشمنی و قدرت نباشد.
8- در خانواده ای باشد که روزی دو تا سه ساعت از سینه مادر یا از شیشه مک زده باشد.
9- تربیت توسط یک نفر انجام بگیرد نه افراد مختلف.

نقش پدر

پدرها باید باور داشته باشند که یک کودک شیرخواره به حمایت و محبت معتدل پدر نیازمند است. اما این محبت، فراتر از بازی کردن با طفل و بوسیدن و نوازش کردن اوست. پدر در مسیر تربیت به این اعتماد و عشق و ارتباط موثر نیازمند است.

اگر پدر در این زمان حمایت، محبت و عشق مستمر خود را به کودک خود ندهد و وظیفه ی خود را به آینده محول کند رشته ی تربیتی و شخصیتی کودک را پاره خواهد کرد..کودک نمی پذیرد که پدر به یکباره در دنیای خصوصی او پرت شود.

دکتر ویلیام سیرز می گوید :

«در مورد پدری که سال اول وقت خود را صرف پرورش کودک نکرده است ،پذیرفتنی است که به صورت نامعقولی در دام کتک زدن بیفتد.»

محبت به طفل تا هر اندازه هم که باشد خوب است، این شکل نادرست ابراز محبت است که موجب لوس کردن کودک می شود .وقتی پدر برای خواباندن طفل شیرخواره که باید بدون هیچ شرطی به خواب رود، او را راه می برد ،او را دچار عادت بدی می کند که بعدها به شکل بدخوابی و لجبازی بروز می کند

پدر باید رفتاری را برگزیند که بعدها هم بتواند به آن ادامه دهد. بسیاری از رفتارهای محبت نمای پدرها برای محبت به شیر خواره نیست. بلکه برای لذت و تفریح خود پدر است که البته بد نیست، زیرا رابطه پدری یک رابطه دو طرفه است پدر هر چه به طفل نزدیک تر شود علاقه بیشتری به او پیدا خواهد کرد اما در این خصوص نباید از تعادل خارج شود و عادتهای نادرستی برای طفل ایجاد کند.

محبت

مهربان بودن با كودكی در این سن، او را لوس بار نمی آورد اما فقدان محبت، موجب بروز مشكلات رفتاری او در آینده می شود. در واقع هر چقدر او را با آگاهی و فهم بهتر نسبت به شرایط سنی او، دوست داشته باشید و از ابراز عشق و علاقه او به خودتان لذت ببرید، بهتر است. اگر بتوانید میل سیری ناپذیر او را به بوسه ها و آغوش خودتان درك و ارضا كنید، او به دنبال راهی برای اذیت كردن شما نخواهد گشت.

حالت مقابل این مسئله توجه بیش از حد به کودک است. این کار نه تنها باعث از بین رفتن احساس استقلال او می شود بلکه موجب می شود آنها در بزرگسالی حس استقلال را از دست بدهند و به خانواده و اطرافیان خود وابسته شوند. بررسی ها نشان می دهند توجه زیاد باعث می شود تا آنها در آینده فردی بی مسئولیت و پرخاشگر شوند.

توجه کردن بیش از حد، فقط تا ۹ ماهگی قابل قبول است و پس از آن باید اجازه دهید تا کودک خودش استقلال در کارهایش را پیدا کندگاهی برخی والدین برای از سر باز کردن کودک و جلوگیری از سر و صدای او در محیط به خواسته‌های غیرمنطقی‌اش پاسخ می‌دهند که این موضوع می‌تواند آینده کودک را تحت تاثیر قرار دهد.

تکرار

مهمترین عامل در سلامت روانی کودک در 2 سال اول یکدستی و یکنواختی است. کودک در این دوران به هیچ عنوان به تنوع احتیاج ندارد. او به شدت به یکنواختی علاقه دارد. حتی مراقب او هم فقط باید مادرش باشد و پدر فقط وظیفه ی مراقبت از مادر را دارد. و اگر پدر قرار است کاری برای فرزندش انجام دهد باید دقیقا همان کار مادر را به همان شکل و فرم مادر تکرار کند.

مادر هم باید دقت داشته باشد که یک آداب و رسوم یکسان برای تربیت کودک خود فراهم نماید. این یکدستی باعث میشود که کودک در مغزش نظم را قرار دهد و به این نتیجه برسد که جهان قاعده دارد. بخاطر همین قانون بسیار مهم است که در دو سال اول تا حد امکان از مسافرت رفتن و مهمانی رفتن و مهمانی دادن حدالامکان پرهیز کنید تا ساعات خواب و غذا خوردن کودکان در این سنین بهم نخورد .

تکلم کودک

تکلم جزیی از روند رشد و تکامل کودک است که قسمتی از آن در شیر خوارگی کودک رخ می دهد. تکلم در کودکان به عوامل زیادی بستگی دارد:عوامل روانی، ژنتیک، محیط اطراف و شنوایی و …
برای فرزندانتان وقت بگذارید و با آن‌ها ارتباط خوبی برقرار کنید، حتی در زمان نوزادی فرزندتان. اگر با وی صحبت کنید، قصه بگویید و شعر بخوانید به روند تکامل فرزندتان سرعت بخشیده‌اید. نوزادان ۱۳ و ۱۵ ماهه در برخی مواقع قادر به درک باورهای دیگران هستند. البته این‌که نوزاد چگونه ظرفیت لازم برای درک حالات ذهنی دیگران را می‌‌یابد شناخته شده نیست اما برخی دانشمندان می‌گویند مکالمه نقش کلیدی دارد.

نه گفتن شر خوار

این سرکشی اولیه، تنها پیش درآمد اعمال قدرت و مبارزه ای است که در آینده با آن مواجه خواهیدشد. كودك شما كه اكنون قادر است كمی راه برود و اندكی صحبت كند مسلما مفهوم كلمه "نه" را می فهمد؛ همچنین قادر است كه همكاری با بزرگترها را آغاز كند. اما او نمی تواند عصبانیت بزرگترها هنگامی كه با آنها همكاری نمی كند كنار بیاید؛ زیرا قادر به درك علت عصبانیت آنها نیست. به نظر او دلیل خاصی برای این عصبانیت وجود ندارد!
 

کنجکاوی

والدین باید بدانند که کنجکاوی کودکشان با افزایش سن، رشد خواهد کرد و به مرور زمان بیشتر می شود. پس والدین باید حرکات کنجکاوانه و چالش های پیرامون آن را بپذریند چون این جزیی از فرایند رشد کودک است و بدون این فرایند کودک شما دارای نقص است. بنابراین اگر هنگام حرکات کنجکاوانه شما او را تنبیه بکنید او نمی تواند ربط خشونت شمارا با کاری که انجام داده است پیدا کند. او حرکت خود را کاملا طبیعی میداند و صد البته که این کنجکاوی حق مسلم اوست. شادی و لذت شما با شادی و لذتی كه او در این سن درك می كند یكسان نیست. به عنوان مثال: شما از ریختن آبگوشت كف اتاق خوشتان نمی آید!

مشکلات روانی در شیرخوار

ناتوانی در رشد کردن غیر ارگانیک، نوعی اختلال رشد ناشی از فقدان محبت والدین، معمولا در 18 ماهگی نمایان میشود. کودکانی که به آن مبتلا هستند تمام علایم ماراسموس را نشان میدهند – بدن آنها بی رمق به نظر میرسد و گوشه گیر و بی تفاوت هستند. اما هیچ علت ارگانیک (زیستی) برای ناتوانی بدن در رشد کردن یافت نمیشود.

گاهی بچه تحریک پذیر است و رفتارهای تغدیه نابهنجار، مثل مکیدن نامناسب یا استفراغ کردن نشان میدهند . این وضعیتی است که به رابطه ی والد – فرزند فشار بیشتری می آورد. معمولا زندگی زناشویی ناخشنود و آشفتگی روانشناختی والدین در این امر دخالت دارد.

وابستگی

تقریبا تمام نوزادان تا چند ماه اول به دنیا آمدن دوست دارند که والدین و به خصوص مادر همواره در کنارش حضور داشته باشند. او نبود شما را به خوبی درک می‌کند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد و این واکنش را مادر بهتر از هرکسی خواهد فهمید. این وابستگی تا 9 ماه اول قابل قبول است و باید بین مادر و کودک به شدت وجود داشته باشد. اما بعد از آن به علت حس استقلالی که کم کم باید در کودک شکل بگیرد این وابستگی آهسته کمرنگ تر می شود. این وابستگی کاملا طبیعی است و مادر باید توجه داشته باشد تا این وابستگی را به نحو احسن افزایش دهد.

ترس

نوع ترس کودک با سن او تغییر می‌کند. تا قبل از یک سالگی ترس کودکان طبیعی است. اولین دوره ترس طبیعی کودک از سن 6 تا 8 ماهگی است.

کودک ممکن است در برخورد با اشیا، آدم ها و شرایطی که قبلا به آنها عادت داشته به راحتی، دچار ترس و وحشت شود. در این سن، ترس از تاریکی، رعد و برق و وسایل پر سر و صدای خانه مثل جاروبرقی و افراد غریبه یک مسئله عادی است. بعدها شما می توانید این ترس ها را با نزدیک کردن کودک به آنها، از بین ببرید ولی در حال حاضر بهترین راه حل این است که منشا این ترس ها را تا آنجا که ممکن است حذف کنید.

اما به تدریج سعی کنید خیلی آرام و با لبخند، به همراه کودک به آن موارد نزدیک شوید تا ترسش از بین برود. اگر با نگاه به شما مطمئن شود که در چهره شما ترس وجود ندارد کم کم آرام خواهدگرفت.

دومین دوره ترس طبیعی، از زمان راه افتادن کودک بروز می‌کند زیرا زمانی که کودک شروع به راه رفتن می‌کند، احساس استقلال می‌کند و از مادر جدا می‌شود و به محیط‌های تازه و ناشناخته پا می‌گذارد و به‌دلیل نداشتن تجربه و برخورد نداشتن با محیط تازه احساس ترس می‌کند. پدر و مادر این بچه‌ها به جای نگرانی، در چنین مواقعی در دسترس بچه باشند و بلافاصله بعد از احساس ترس، او را در آغوش

بگیرند.

البته این ترس در شیرخواران به حالت شرطی شدن نیز رخ می دهد. مثلا کودک ما از صدای موتور می ترسد، حالا صدای بلند موتو رهمراه شده با بازی کردن او با یکی از اسباب بازی هایش. بعد از یکی دوبار که این اتفاق رخ دهد کودک ما از آن اسباب بازی به صورد ناخوآگاه خواهد ترسید. به این صورت او ترسیدن از یک اسباب بازی را یاد گرفت.

ترس دائمی کودک به هر علتی که باشد، اثر نامطلوب و مضری بر جسم و روان او می‌گذارد و کودک را از زندگی طبیعی و شاد محروم می‌کند. کودکان ترسو غالبا گوشه‌گیر، خجول، فاقد قدرت تصمیم‌گیری و وابسته به سایرین هستند، طوری که نه‌تنها قادر به حل مشکلات زمان حال نیستند، بلکه در آینده نیز از احراز پست‌های حساس شغلی، ترس دارند.

روش‌ برخورد با ترس کودکان

برای برخورد با ترس کودک 2 شیوه وجود دارد:

1. شیوه پیشگیری: اگر فکر می کنید کودکتان در آینده از چیزی خواهد ترسید او را زودتر با ترسش مواجه کنید.

2. شیوه کاهش ترس که برای رسیدن به آن باید نکات زیر را به کار ببریم:

نباید کودک را به ‌خاطر ترس، تنبیه و تهدید و سرزنش کنیم.

تا جایی که ممکن است، به کودک محبت کنید.

سعی کنید محرک های جدید را جایگزین موارد ترسناک کنیم. به عنوان مثال وقتی کودک از صدای جارو برقی می ترسد؛ با ایجاد یک صدای ضعیف از جارو برقی به او آن چیزی که دوست دارد را بدهید. و چندین بار این کار را در چندین مرحله تکرار کنید.

با استفاده از سرمشق‌دهی نیز می‌توان ترس کودک را از بین برد. از روش های رقابتی می توان به کودک آموزش داد.

شجاعت کودک خود را به صورت اقراق آمیز تشویق و تحسین کنید.

در موارد ترس های استرسی و عصبی باید کودک را به روانشناس ارجاع داد.

برخی از مهم‌ترین علل اساسی ایجاد ترس در کودکان

انتقال الگوی ترس از والدین

سخت‌گیر بودن والدین و تهدید کودک به تنبیه و...

توقعات افراطی

تجربیات ناگوار

ویژگی‌های شخصیتی کودک، عوامل زیستی، سرشتی و آمادگی‌های فطری و...

رشد ناکافی و عاطفی کودک

داشتن والدین بیش از حد حمایت‌کننده، محافظه‌کار و محتاط

نداشتن برنامه‌ریزی قبلی و آماده کردن کودک بیمار برای انجام فرآیند درمان

مواجهه با افراد بیگانه، اشیای جدید، صداهای غیرعادی، ناگهانی و بلند و موقعیت‌ها و مکان‌های ناآشنا

جدایی از مادر، خانه، سایر اعضای خانواده و دوستان

افسردگی

نزدیک ۱۵ درصد بچه ها در معرض این خطر قرار دارند و چون علائم افسردگی در کودکان در گذشته شناخته شده نبود این تصور وجود داشت که بچه ها دچار افسردگی نمی شدند. در حالی که امروز می دانیم که کودکان یا شیرخوارگان از ۵ ماهگی می توانند گرفتار این بیماری و اختلال بشوند.

در نتیجه مسئله اصلی و اساسی موقیت و شرایطی است که پدر و مادر برای فرزندانشان فراهم می کنند و رابطه ای است که پدر و مادر با بچه هایشان دارند. موضوع عشق و محبت و امنیتی که کودک باید در خانه احساس کند.

عامل اثر گذار دیگر که در رابطه با افسردگی نوزادان و کودکان نوپا مطرح شده است افسردگی مادر است. افسردگی والدین احتمال بروز افسردگی در کودک را افزایش می دهد. مادران افسرده، به طور خلاصه بچه داری را به خوبی انجام نمی دهند.

عوامل ژنتیکی نیز در بروز افسردگی در کودکان نقش دارد. کودکانی که آمادگی ژنتیکی و ارثی برای افسردگی دارند، اگر در محیطی آماده ی بروز این بیماری قرار بگیرند خود را زودتر بروز می دهند.

از نشانه های افسردگی در کودک بی حال و یکنواخت است و حالت صورت آنها منفعل است. تحرک بدنی کمتری از خود بروز می دهد. از نگاه کردن به اطرافیان و تماس چشمی با آنان پرهیز می کند. گریه ی او بیش اندازه زیاد یا بیش اندازه کم می شود. کودکان افسرده قطعا دچار چالش رشد در نمودار های سلامت خود می شوند.

کودک > شیرخوار > سلامت روان
1396/06/22
کارشناس مامایی خانم میرمحمدی
S s s s s s 0
o j k q

اگر مایل هستید، می توانید مطلب فوق را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

اگر نظری یا سؤالی در مورد مطلب فوق دارید در بخش نظرات با ما در میان بگذارید. ما نکات شما را با دقت می خوانیم.

نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
متن نظر
کد امنیتی