h 2040
i 0
S 0

تربیت و آموزش نوپا

فرزند دلبند شما با کتابچه ی راهنما بزرگ نمی شود. او چیزی را می آموزد که با آن زندگی می کند. او آن گونه خواهد شد که والدینش هستند، نه آن گونه که والدینش می خواهند. مواردی بسیاری هستند که کودک در بدو تولد از والدینش می بیند و می آموزد و در ضمیر نا خودآگاهش ضبط می کند. او در هشت سال اول زندگی همه ی حرفهای مثبت و منفی آدم های مهم زندگیش را در جایی از ذهنش می نشاند. او تمام حرف هایی را که در ضمیر ناخودآگاهش ضبط کرده است، مجدداً برای والدین، دیگران یا فرزندانش تکرار می کند و این چرخه ادامه دارد. فرزندان ما باید بسیار بیاموزند، اما نه زبان انگلیسی و خواندن و نوشتن پیش از موعد، بلکه مهارت های زندگی و ارزش هایی که در جامعه ی کنونی سخت به آن نیاز است. این باور نیازمند آن است که فقط قبول کنیم راه حل می تواند چیزی غیر از پاسخ احتمالی ما باشد.

آموزش، حالت ابزاری و دستوری دارد که بیشتر در بر دارنده ی یک باید و نباید مستقیم و تذکری است؛ و در آن یک ابزار به کار می رود مانند چگونه مسواک زدن. اما تربیت به صورت غیر مستقیم روی ذهن کودک کار می شود مثلاً بازی کردن با او و رشد خلاقیتش و....

با این حال آموزش و تربیت اشتراک های زیادی باهم دارند، در ادامه ی بحث زیر آن هایی که بیشتر حالت تربیتی دارند را در تربیت، و آن هایی که مقدار مطلب آموزشی بیشتری داشتند وارد بحث آموزش کرده ایم.

  •  تربیت
    •  روش های تربیتی
    •  هماهنگی والدین برای تشویق یا تنبیه
    •  کودکان تقلیدگر
    •  صحبت کردن
    •  ابتکار و خلاقیت در کودک
    •  شکوفایی مغز کودک
    •  استقلال
    •  محبت به کودک
  •  آموزش
    •  علم آموزی
    •  خواب
    •  غذا
    •  آموزش توالت رفتن
    •  مسواک زدن
    •  عادت ها
    •  چگونگي نظم آموزي
    •  مسائل جنسی

تربیت

تربیت؛ آموزش غیر مستقیم رفتارهای خوب، بد، ارزش ها و آرمان ها به کودک است. در تربیت، کودک پیروی از مجموعه قواعدی را می آموزد که شامل روش های تنبیهی و تشویقی است. مسئله ی مهم این جاست که این دو جمله چنان بر مادران دشوار و سخت است که گاهی مرز بین تربیت صحیح و غلط از بین می رود.

مادری که با تربیت صحیح آشنایی دارد، می داند که چگونه باید با زبان رفتاری و با حرکات خود فرزندش را در هر زمینه ای تربیت کند. البته این اصل وجود دارد که هیچ گاه همه ی روش های تربیتی ما درست نخواهد بود. اما بهترین مادران مادرانی اند که این خطاهای تربیتی را بشناسند و جبران کنند. این مادران می دانند که تغییرات یک شبه اتفاق نمی افتد. پس با صبر و عشق فرزند خود را می پرورانند.

تربیت صحیح مستلزم احترام و درخواست توقعات واضحی از کودک است. کلید اصلی تربیت کودک شناخت شخصیت و خلق خوی کودک است تا در کنار آن بتوانید استعدادها و تمایلات فرزند خود را بشناسید و آن را شکوفا کنید. والدین می بایست در روند تربیت انعطاف پذیر باشند و از روش حل مسئله ی درست در هر شرایطی استفاده کنند.

بسياري از مادران امروز بيست سال از زندگي خود را صرف تحصيل مي كنند تا در كار خود موفق باشند اما حاضر نيستند بيست ماه از زندگي خود را صرف فرزندشان كنند و كنار او بمانند تا فرزندي موفق داشته باشند. در حالي كه موضوع پرورش كودك موضوع يك «انسان» است كه عزيزترين عزيز ماست. زمانی را که ما صرف بودن با فرزندمان مي كنيم بزرگترين سرمايه گذاري زندگي ماست.

يك تا دو سال اول زندگي كودك خواب، غذا، نظافت و بازيست. مادر كودك كسي است كه اين كارها را براي كودك خود انجام داده باشد. هر يك ساعتي كه ما در اينجا صرف ميكنيم صد ساعت در آينده، ما را با خوشحالي و شادي همراه مي كند و هزار ساعت به كودكمان زندگي بيشتر و بهتر هديه مي كنيم. اين بهترين سرمايه گذاريست كه هر كسي در عمرش مي تواند انجام بدهد.

روش های تربیتی

روش های تربیتی خود به دو شیوه ی تشویق و تنبیه تقسیم می شود؛ که در ادامه به آن اشاره شده است.

الف) روش تشویق

محققان با بررسی مغز كودكان با روش ام آر آی دریافتند، تشویق كودكان در سن 2 سالگی، مراكز ویژه رفتاری را در مغز تحریك می كند و كودك رفتارهای مثبت خود را كه تشویق شده است، تكرار می كند.

از آن جایی كه انسان موجودی است كه همیشه خواسته مورد تشویق دیگران قرار گیرد و از تنبیه متنفر بوده و از طرفی خداوند متعال بر خود «تبارك اله احسن الخالقین»گفته لذا رویكرد نظام آموزش و پرورش با دیدگاه نوین و بر پایه اصول روان شناسی تثبیت تشویق است. تا حد امکان مسائل را به شیوه مثبت بیان کنید جملات منفی از همان لحظه ای که شروع به صحبت می کنید ایجاد ناراحتی می کنند مغز کودک حتماً تمامی کلمات را پردازش نمی کند و ممکن است جمله منفی شما برعکس درک شود. عبارات تحسین آمیز نباید تکراری باشد و هر بار باید در قالب متفاوتی ابراز شود، زیرا عبارت های مشابه به مرور زمان تأثیر خود را از دست می‌دهند و تکراری و خسته کننده می شود.

1ـ اگر از تشویق برای یاد دادن رفتاری در فرزندتان استفاده می کنید، سعی کنید بلادرنگ باشد. یعنی اگر دیدید کودکتان کاری که مد نظر شما بوده را انجام داده بلافاصله همان لحظه به او یک جایزه ی کوچک دهید. به خاطر داشته باشید که یک پاداش بزرگ با دامنه ی زمانی زیاد باعث پر توقعی و هم چنین بی انگیزگی کودک می شود. جوایز و تشویقات باید تعریف شده باشند یعنی اینكه جوایزی كه مد نظر قرار می گیرند بایستی تعریف شده و با هدف باشد تا کودک بداند تا چه اندازه اگر تلاش بكند به او پاداش تعلق می گیرد. اگر کودکی پاداشی را كه دریافت خواهد كرد؛ به عینیت و در ظاهر ببیند و با خیال راحت و با اطمینان بیشتری به فعالیت می پردازد. کودکان و نوجوانان را به خاطر همان چیزی که هستند، صرف نظر از آنچه که از نظر ما می تواند باشد، مورد تأیید و پذیرش قرار دهید. آن ها چه موفق بشوند، چه نشوند باید به خاطر سعی و تلاششان تحسین و تشویق شوند. اگر والدین تنها زمانی که کودکشان استعداد و شایستگی از خود نشان می دهد، او را قبول و تأیید کنند، کودکی کمال گرا تربیت می کنند که تحمل شکست ندارد و این مسأله در آینده به ضررش خواهد بود.

2ـ پاداش دادن همیشه به یک نوع نباشد، در آن تنوع به خرج دهید. مثلاً با جمع کردن یک تعداد ستاره مورد نظر جایزه ای به اون تعلق می گیرد. استفاده از جدول خاصی که به صورت روزانه رفتارهای خوب کودک را سازمان دهی می کند، گزینه مطلوبی است. ابتدا این جدول را برای کودک خود توضیح دهید و به او بگویید که در ازای هر کار خوبی که انجام دهد، ستاره یا برچسب رنگی در جدول برایش نصب خواهید کرد و با این کار کودک خود را آگاه کنید که به رفتارهای خوب او توجه می کنید. یا بازی کردن با اسباب بازی ها به همراه یک دوست و یا یک ظرف غذای خوشمزه! با ذکر جزییات شرح دهید کجای کار که کودک و نوجوان انجام داده خوشحال کننده است، به طوری که او بفهمد چه کاری را درست انجام نداده و در چه قسمتی خوب و بی نقص بوده و اگر بخواهد چیزی را اصلاًح کند چه کار باید بکند. هنگام تحسین، والدین باید عشق و علاقه خود را بی قید و شرط نشان دهند و برای پاداش دادن باید به علایق فرزند خود توجه داشته باشند و از مواردی همچون هدیه دادن، تماشای فیلم یا کارتون‌های مورد علاقه، رفتن به پارک و یا حتی بازی استفاده کنند.

3ـ باید حواسمان به صداقت عمل کودک باشد؛ نه اینکه او برای اینکه جایزه بگیرد دست به دروغگویی بزند، یا کاری را ناقص انجام دهد. همان طور که در مورد بزرگسالان صدق می کند، کودک و نوجوان تمجید دروغین را نوعی اهانت ناخوشایند محسوب می کند. تحسین و تمجید دروغین، خودآگاهی کودک را زائل می کند. اعتماد او را به پدر و مادر یا هر بزرگسال دیگر از بین می برد و ممکن است ترس از شکست را در او افزایش دهد.

4ـ از جملات مثبت استفاده کنید. مثلاً بجای اینکه بگویید: «اگر این کار را انجام دهی تو را تنبیه نمی کنم.» بگویید: «اگر این کار را خوب انجام دهی تو را تشویق می کنم.» تماس بدنی و حالت چهره به خوبی می تواند بیانگر تحسین باشد. در آغوش کشیدن، لبخند زدن و بوسیدن، مهم است. این کارها بیانگر محبت و قدردانی هستند، کمتر جنبه قضاوت و بیشتر حالت خودانگیختگی دارند.

5ـ به خاطر داشته باشید که پاداش با رشوه فرق دارد. اگر به او بگویید کاری را بکند تا به او پاداش دهید یک نوع رشوه است. باید بدون اطلاع قبلی، در برخورد با یک حرکت مثبت او پاداش ارائه شود.

6ـ دلیل تشویق را به صورت واضح بیان کنید. سعی كنید در برخورد با كودكان و نوجوانان، توانمندی های آن ها را مورد نظر قرار دهید، نه ناتوانی ها را. اگر چه برای ایجاد تصویر خوب از خود والدین تنها عامل تأثیرگذار نیستند ولی داشتن رابطه مشترک بزرگ وارانه، ابراز همدردی و احترام، اهمیت دادن پذیرش کودک بدون تعیین شرط و شروط، تشویق رفتار و تفکر آزاد و دادن استقلال رفتاری و فکری در چارچوب های مشخص مسلماً بهترین کارها برای ایجاد چنین تصویری خوب از خود می باشد.

7ـ هر وقت کودکتان چیزی مثل اسباب بازی را که از او می خواهید با اشتیاق و علاقه به شما می دهد، شما از او تشکر کنید. مطمئن باشید که جواب می دهد! اگر برای چند ماه این کار را تکرار کنید، پس از مدتی کودکتان نیز در جواب کسی که به او چیزی را می دهد، خواهد گفت: «متشکرم».

8ـ فقط نبایستی به کودکان ممتاز توجه كرد بلكه به کودکان شر و ضعیف نیز توجه نمود. چرا كه این گروه بیشتر از گروه اول نیاز به تشویق و ترغیب دارند و چنانچه اگر كوچكترین حركت و پیشرفت آن ها مورد توجه و تشویق قرار گیرد، احساس می كنند به آن ها نیز توجه شده و پیشرفت آن ها در نظر مادر بسیار با ارزش است.

ب) روش تنبیه

تنبیه به طور کلی مردود نیست، تنبیه در کنار تشویق اگر به موقع استفاده شود، باعث سوق دادن رفتار کودک به سمت مسیر درست می شود.

یادتان باشد زمانی باید دست به تنبیه کودک زد که جنبه ی تربیتی داشته باشد و والدین کاملاً آرام باشند نه صرفاً خالی کردن عصبانیت. البته نوع و شدت تنبیه بستگی به زشتی عمل مرتکب شده توسط فرزند و نوع فرهنگ خانواده دارد. ﺑﺪﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﻭ ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ آن ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ می رﺳﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻧﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻳﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ که ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ آﻳﻨﺪﻩ ﻫﺮ آﺳﻴﺒﻲ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ می زﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﺳﺮﻭﻳﺲ ﺑﺪﻫﻨﺪ.

والدین بدانند که:

اگر کودکان با سرزنش و انتقاد زندگی ‌کنند← می آموزند؛ بی اعتماد به خود و دیگران باشند.

اگر آن ها با خشونت زندگی کنند← می آموزند؛ جنگجو و ستیزه جو باشند.

اگر کودک شما با ترس زندگی ‌کند← می آموزد؛ بزدل و ترسو باشد.

اگر با ترحم زندگی ‌کند← می آموزد؛ احساس ترحم به خود و دیگران داشته باشد.

اگر زندگی آن ها مملو از تمسخر باشد← می آموزند؛ شرمسار و خجالتی باشند.

اگر با حسادت زندگی ‌کنند← می آموزند؛ همیشه احساس گناه داشته باشند.

بهترین تنبیه تشویق نکردن نوپاست. به طوری که بعد از عمل زشتش او را از کار مطابق میلش به طور موقت محروم کنیم. این روش تنبیهی، با تمرین برای والدین مقدور خواهد شد.

بسياري از پدر مادرها تربيت را با فرماندهي و زورگويي اشتباه مي گيرند، اين نگاه غلط و ويرانگرست و باعث مي شود كودك در بزرگسالی آرزو کند که ای کاش به دنیا نمی آمد. هيچ پدر و مادري حق ندارد موقع عصبانیت حتي يكبار هم سرفرزندشان داد بزند. همان طور كه از پليس هر چقدر هم عصباني بشوید هيچ كاری نمي كنيد چون مي دانيد اجازه نداريد و نمي خواهيد تاوان عصبانيتتان را بپردازيد؛ پس پدر و مادرها اجازه برخی اشتباهات را حتی برای یکبا ر هم ندارند. بچه مخصوصاً بچه اول، از عصبانيت پدر و مادر بسيار آسيب مي خورد. اين آسيب به صورت ترس از صدا يا تاريكي، اضطراب، خشم يا خجالت خودش را نشان مي دهد.

هرچقدر هم کودکتان کار بدی کرده باشد شما نباید از گزینه ی تنبیه فیزیکی استفاده کنید. شاید شما قصد ضربه زدن به کودکتان را نداشته باشید اما در زمان عصبانیت هر اتفاقی می تواند بیفتد. اگر شما به تنبیه فیزیکی کودک معتقد باشید بستری برای دروغ گویی فرزند و ترس از والدین را در او پرورش می دهید. هیچ وقت به کودک در هیچ سنی سیلی یا ضربه نزنید. کودک میان رفتارهایش و تنبیه جسمی ارتباطی برقرار نمی کند.

اگر احساس می کنید الان باید کودکتان را کتک بزنید به خودتان فرصت دهید تا احساستان فروکش کند. به همین علت برخی اعتقاد دارند که کسانی که بی اندازه مبادرت به تنبیه بدنی می کنند اشخاصی هستند که به نوعی بیمار روانی اند و نیازمند درمان هستند. به همین نسبت نیز کودکانشان در آینده نیازمند درمان روانی خواهند شد. به قول لوئیز هی: والدین وحشت زده خود ارمغان والدین وحشت زده ی دیگرند.

شاید والدین فکر کنند که کودک بعد از چندین دقیقه کتک خورده شده را فراموش می کنند و به بازی ادامه می دهند در حالی که این حرکت خشن در حافظه ی ناخوآگاه او می ماند و در آینده به نوعی عقده و خشم و ناراحتی از والدین تبدیل می شود. تنبیه های مکرر در بزرگسالی منجر به استرس، عدم اعتماد به نفس و حقارت در کارهای روزمره می شود. همین مسئله باعث پیشامدهایی مانند روحیه ی زورگویی و دروغ گویی در آینده ی کودکتان خواهد شد. او همیشه نگران است که مبادا کار بدی انجام دهد و تنبیه شود. در نتیجه حقیقتی را که والدین باید در این مسئله بپذیرند این است که تنبیه بدنی مشکلات زیادی را برای تربیت آحاد جامعه به وجود می آورد.

اگر کودکتان کار بدی انجام داد، به جای دور کردن کودک از خود، او را از محل حادثه دور کنید! هدف این نیست که با انجام یک کار زشت کودکتان را ازخودتان دور کنید. بلکه باید از مکان رخداد رویداد دور شود. البته گاهی برای تنبیه این روش استفاده می شود که کودکان زیر پنج سال را به مدت چند دقیقه به اتاق می فرستند. تعداد دقایق جدایی از مادر به اندازه ی سن آن هاست. مثلاً برای تنبیه کودک دو ساله دو دقیقه به اتاق فرستاده می شود. البته با مهربانی و با دلیل منطقی. ولي به خاطر داشته باشيم كه محبوس كردن كودك در اتاق تاريك، زيرزمين، انباري و صندوق خانه و... و يا فحاشي و بيرون انداختن از كلاس درس و تندخويي و اين گونه موارد لطمه هایش كمتر از كتك زدن نيست.

برخی از زنان با روش چشم غره و اخم با کودک خود برخورد می کنند در حالی که نمی دانند این روش از هزار بار کتک زدن بدتر است. از طرفی هم روش تنبیه فیزیکی منسوخ است.

فقط به خاطر داشته باشید که بعد از تنبیه دیگر برای کودکتان سخنرانی نکنید. اورا سرزنش نکنید. به زور از او عذرخواهی نخواهید. و در کل سعی کنید به روال عادی برگردید.

در برخي از مواقع از روش محروم سازي به جاي تنبيه كلامي و رفتاري براي كاهش رفتار نادرست فرزند خود بهره گيريد. برایش توضیح دهید که چرا از چیز مورد نظر محروم شده و این حرکت تنبیه کدام کار اوست. فقط یادتان باشد زیاد دوران محرومیت فرزندتان طول نکشد، چون یادش می رود برای چی محروم شده است. سپس بعد از گذاشتن شرط و شروط لازم و گرفتن قول ها، شرایط را به حالت اول برگردانید.

روش تنبیه صحیح

۱ـ رفتار صحیح و توقع خودتان از فرزندتان را به او گوشزد کنید.

۲ـ بدون اینکه شخصیت کودک خود را خرد کنید، خطایش را تذکر دهید.

۳ـ احساسات و انتظارات خود را واضح بیان کنید.

۴ـ راه های درست را به کودکتان ارائه دهید و به او حق انتخاب بدهید.

۵ـ برای کار بد او محدودیت بگذارید و تنبیه احتمالی را به او یادآوری کنید.

۶ـ گاهی بگذارید کودک عواقب کار بد خود را تجربه کند و جلوی آن عواقب را نگیرید.

7ـ او را از تفریحات کوچکش به صورت موقت محروم کنید و به او یاد آور شوید که چرا محروم شده است.

هماهنگی والدین برای تشویق یا تنبیه

مسلماً کودک وقتی کار خود را درست انجام می دهد که بداند پدر و مادر چه توقعاتی از او دارند. توقعات روشن و واضح به همراه تفاهم پدر و مادر بر سر نوع تشویق و تنبیه، رفتار همگونی را به فرزند القا می کند. اگر والدین با یکدیگر بر سر این مسئله موافق و یکدل نباشند، کودک را با یک چالش رفتاری رو به رو می کنند. این کار جلوه ی والدین را نیز از چشم فرزند می اندازد.

کودکان تقلیدگر

یادتان باشد که کودک شما تقلیدگر است. همان گونه که پیشتر گفتیم فرزندان از رفتار شما یاد می گیرند. فرزندان شما آن جوری تربیت می شوند که شما هستید نه آن گونه که شما می خواهید. بچه ها با الگو برداری از شما تربیت می شوند. به رفتار خود دقیق شوید و به آن بیندیشید. آن ها تناقض ها، نگرش ها، ارزش ها، عادت ها و... را از شما می آموزند. چون اولین بستر آموزششان شما هستید. فراموش نکنید که شما در برابر هر رفتار و عکس العملی که انجام می دهید مسئولید.

از بدو تولد تا هجده سالگي روزي پنجاه بار به فرزندتان بگویید «تو خوبي». گفتن تو زيبايي، باهوشي و زرنگي به كودك اشتباه نيست اما آن تأثير كه كودك به اين نتيجه برسد «من خوبم» را ندارد. وقتي به او مي گوییم «زرنگ باهوش خوشگل» و او به مدرسه مي رود و افراد بهتر و زرنگ تر از خودش را می بیند، احساس حماقت مي كند و به اين نتيجه مي رسد كه «اين حرفها در مورد من خيلي هم درست نيست». در اين صورت حتي ممكن است حسش به خودش بدتر شود. وقتي انسان به اين نتيجه برسد كه من خوبم، از خودش خوب مراقبت مي كند، مهرطلب، عزلت طلب يا خودخواه نمي شود. آدمها را دوست دارد و دنيا را جاي خوبي مي بيند.

صحبت کردن

كودك از يك سالگي تا 18 ماهگي كلمات اندكي براي بيان در اختيار دارد. در اين مرحله براي فهماندن مقصود خود از سه يا چهار كلمه استفاده مي كند. در این فاصله، مادر براي كودك توضيح مي دهد و كودك به حرف هاي مادر كه در حكم موسيقي است گوش مي دهد، وقتي خود شروع به صحبت مي كند با كلماتي كه از مادر شنيده جمله مي سازد. در اين مرحله كودك با نام نزديكان آشنا مي شود و در حال افزايش دامنه لغات خود مي باشد. روان شناسان مي گويند در حدود ۷۰ درصد كودكان در اواخر سن دو سالگي، ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه را بر زبان می آورند.

وقتی کوچولوی شما یک لغت را بیان کرد شما با اضافه کردن یک کلمه دیگر، او را برای بیان جمله های ساده 2 یا 3 کلمه ای تشویق کنید. البته بهتر است آموزش صحبت کردن با بازی همراه باشد که در قسمت بازی توضیح داده شده است.

اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر می رسد که بعضی چیزها را نمی‌فهمد، بهتر است که با دکتر او مشورت کنید.
اگر حرف های کودک شما برای همگان غیر از شما نامفهوم است اصلاً نگران نشوید. با مطالعات انجام شده بین بچه های ۱۸ ماهه برآورد شده است که تنها ۲۵ درصد از آنچه که فرزندتان می گوید، می تواند برای دیگران قابل درک باشد.

الف) دروغ گویی

به خاطر داشته باشید که منشأ دروغ گویی احتمالی فرزندتان در آینده شما خواهید بود. انجام رفتارها و حرف های متناقض این اجازه را به فرزند می دهد که فکر کند لزوماً همه چیز نباید آنچه باشد که شما می گویید. شاید ما فکرکنیم کودک دو ساله ممکن است چیزی متوجه نشود اما این احساس و القا از همان کودکی درون او نهادینه می گردد. او رفتارها را یاد می گیرد و ضبط می کند و در نهایت شرطی می شود. در ادامه دلایل و راه های کاهش دروغ گویی را برای شما قید می کنیم.

اول) دلایل دروغ گویی فرزند

  1. دیکتاتوری می تواند بستر ساز دروغ باشد. این حرکت نیز کودکتان را از همان سال های اولیه ی زندگی شرطی می کند که اگر دروغ بگوید، و حقیقت را جور دیگر برای پدر و مادر خود بگویید مورد لطف واقع خواهد بود و حقیقت او را به دردسر می اندازد.

این را به عنوان یک نصیحت می گوییم؛ گفتن این حرف ها حالت شعاری پیدا کرده است. پدر و مادران عزیز، شاید شما همه ی این توصیه ها را از حفظ باشید، اما در بعضی از لحظات زندگی وقت آن است که شعارهایمان را کمی عملی کنیم. همه ی ما این حرف ها را کم و بیش بلدیم، و توقع داریم که دیگران در مقابل ما این نکات را رعایت کنند و درک مان کنند. اما آیا وقت آن نرسیده که کمی خود نیز در مقابل خانواده ی خود این حرف ها را عملی کنیم؟

  1. گاهی پدر و مادر سر هر مطلب کوچکی به یکدیگر یا به دیگران مانند همسایه ها و... دروغ می گویند. قطعاً این رفتار در کودک نهادینه خواهد شد. چون کودک شما به شدت الگو پذیر است.
  2. تلاش برای مورد توجه و تشویق قرار گرفتن.
  3. خیال پردازی کودک

دوم) برای کاستن از میزان دروغ گویی اقدامات زیر را انجام دهید:

  1. ابتدا خود دروغ نگویید و همیشه به فرزندتان گوشزد کنید که انسان دروغگو بی اعتماد به نفس است و با هر دروغ شخصیت خود را زیر سؤال می برد و انسان راستگو شجاع است و از هیچ چیز نمی ترسد. خودتان قول دروغ به فرزندتان ندهید.
  2. در برابر خطاهای فرزندتان صبور باشید. توقع بالایی از حرکات او نداشته باشید.
  3. اگر می بینید کودکتان از روی قصد و غرض خاصی اقدام به دروغ نکرده او را سرزنش نکنید. در غیر این صورت این رفتار در او نهادینه می شود.
  4. خشونت بیش از حد ممنوع! با این کار کودکتان با هر بار خطا سعی می کند با یک دروغ یا رفتار تظاهری، خطر را از سر خود رفع کند.
  5. اگر حس می کنید علت دروغ گویی فرزند شما این است که مورد توجه قرارگیرد؛ سعی کنید با محبت بیشتری برای او در روز وقت بگذارید. البته از والدینی که مشغول خواندن این متن باشند بعید به نظر می رسد برای کودک خود وقت نگذارند!
  6. به او اجازه دهید از احساسات خود به شما بگویید. از او خواهش کنید که احساسات خود را در مورد هر مسئله ای بیان کند.
  7. بعد از دروغ گویی از کودک خود به زور اعتراف نگیرید. این رفتار به روحیه ی کودک شما آسیب می زند.
  8. هرگز کودک دیگر را به رخ فرزند خود نکشید تا مجبور نشود با دروغ توجه شما را به خود جلب کند.
  9. یکی از اشتباهات والدین در برابر کارها یا اعمال دروغگویی فرزندشان این است که یا تشویقشان می کنند که یک چنین چاخانی را گفته! یا به روی فرزندشان نمی آورند. در حالی که هردوی این کارها خطاست. باید علت جویی درست از فرزند یا طرف مقابل خود برای دروغش داشته باشیم. مثلاً نگوییم: «تو دروغ می گویی» این جمله اثر مقاومتی روی آن ها دارد. گاهی باید به دنبال یک جمله و زبان بدنی مناسبی برای این برخورد بود. البته مبادا عامل دروغگویی فرزند و همسرمان، خودمان باشیم!
  10. به طور کلی هرچقدر معیارهای اخلاقی که در خانواده رعایت می شود بیشتر باشد، فرزندانی که در آن خانواده پرورش داده می شوند، به علت اعتماد به نفس خوبی که پیدا می کنند، رفتار دروغگویی کمتری از آن ها سر می زند.
  11. همان طور که گفته شد یکی از دلایل دروغگویی کودکان کسب توجه و حمایت اطرافیان است. پس وقتی ما در زمان های مختلف این توجه را به صورت غیرمشروط به کودک خود بدهیم شاید دیگر نیاز به دروغ برای جلب توجه نداشته باشد. هم چنین به کودک خود یاد بدهید چگونه می تواند توجه شما را جلب کند.
  12. گاهی ما می دانیم دلیل رفتار چه بوده و چه باید کرد اما برای اینکه کودک را شرمنده یا تحقیر کنیم ناخواسته از او سؤال هایی می کنیم که کودک مجبور می شود برای دفاع از خود، دروغ بگوید و ما عصبانی تر می شویم در نتیجه این دور باطل تکرار می شود. در این مواقع سعی کنید پیامد رفتار را در نظر بگیرید و اعمال کنید.
  13. از طریق داستان گویی فرق بین حقیقت و افسانه را آموزش دهیم و تفاوت بین داستان و زندگی واقعی را بیان کنیم.

ب) تربیت کودک مؤدب

کودک مؤدب در نظر والدین تعریف خاصی دارد. اصولاً کودکی که به حرف بزرگتر گوش دهد و با بزرگ ترهایش خوب برخورد کند و در مواقع عصبانیت حرف بد نزند یا زیاد از کوره در نرود، یک فرزند ایده آل و مؤدب است. جزئیات این امر در ادامه بررسی شده است.

برای داشتن چنین کودکی باید دقت داشت که ابتدا خودمان با او مؤدبانه برخورد کنیم تا رفتار را پردازش و الگوسازی کند. پس در ابتدا به شرح این بحث می پردازیم.

1ـ برخورد مؤدبانه با کودک

  • یادتان باشد که کودکان تقلیدگر هستند. ابتدا ادب و نزاکت را از والدین می آموزند. پس همیشه شئونات اخلاقی را رعایت کنید.
  • بازی در تربیت کودک معجزه می کند. هرچه را که می خواهید می توانید با بازی به فرزند خود آموزش دهید.
  • کتاب ها و آهنگ های مربوط به آموزش رفتارهای مناسب را برای کودک بخوانید.
  • هر روز صبح به کودکتان صبح بخیر بگویید یا هر شب، شب بخیر بگویید.
  • در مقابل هر کار خوبی که انجام می دهد از او تشکر کنید و او را تشویق به انجام مجدد آن کار کنید. از جمله هایی مثل: چه حرکت قشنگی! یا متشکرم از این که با ادب رفتار کردی یا تو خیلی مؤدبی! استفاده کنید.
  • اگر درخواستی از کودک خود دارید محترمانه با او در میان بگذارید «میشه یه خواهشی بکنیم؟»
  • او را شما خطاب کنید.
  • انوع معذرت خواهی ها و تشکرها را به او یاد دهید. بابت کارهای خوبی که انجام می دهد با جملات متنوع تشکر کنید.
  • بابت کارهای خطایی که گاهی انجام می دهید با جملات مختلف عذرخواهی کنید. عذرخواهی از کودک چند مرحله دارد. ابتدا باید جوری با او حرف بزنید که بفهمد اشتباه خود را پذیرفته اید و در گام بعد اظهار پشیمانی کنید. سپس به خاطر کار اشتباهی که کرده اید برایش توضیح دهید و به او قول دهید که دیگر تکرار نمی کنید. بعد از طی کردن تمامی این قدم ها به او بگویید جبران می کنید و از دلش در می آورید.
  • اگر موقع خوردن چیزی دهانش را نمی بندد و یا راه می رود می توانید از جملات: «فکر می کنم دیگه گرسنه نیستی» « اگر یه بار دیگه غذات را پرت کنی دیگر از خوراکی خوشمزه خبری نیست» یا... استفاده کنید. در این مواقع پلیس بازی درنیاورید و مدام سر فرزندتان داد نزنید که آثار مخربی دارد.

روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودک

دوران آنكه والدين فرمان بدهند و كودك فرمان ببرد و حرف گوش كند گذشته است. فرماندهي كردن برده مي سازد كه بعداً ديگران از او سواري مي گيرند. كار خوب و درست را از راه نادرست به فرزندتان بياموزيد. برای حرف شنوی کودک به او گیر ندهید. همیشه به خاطر داشته باشید یک دستور وقتی با سکوت محاصره شده باشد قوی تر است. یک صدای آرام همیشه قدرتمندتر از یک صدای بلند است. علاوه بر این بدانید که هرگز یک پیام انتقادی یا مخرب دستاورد خوب و مثبتی ندارد.

  • البته این مطلب را به خاطر داشته باشید دوره هایی در تکامل کودک وجود دارد که نمی تواند به حرف کسی گوش دهد.
  • در موارد جزئي كه مشكل سلامتي براي كودكمان ايجاد نمي شود، بگذاريد بچه ها تصميم گيرنده ی زندگيشان باشند. ما با اين كار به كودكمان ياد مي دهیم که او خوب است و حرف و كارش مورد تأیید است. نظر و عقيده او محترم و با ارزش است. اين حس به كودكانمان حس استقلال مي دهد و بستر رشد و انتخاب در آن ها به وجود می آید. آن ها اگر اشتباه هم بكنند، ياد مي گيرند زندگي لج و لجبازي نيست.
    وقتي ما در موارد جزئي و كم اهميت به حرف كودكمان گوش مي دهيم آن ها در مسائل مهم با ما مشورت مي كنند و به ما توجه مي كنند.
    از هر کار خوب کودکتان در همان لحظه تعریف کنید. سپس بعد از تعریفتان او را تشویق به انجام کار دیگری بکنید. به کودک نوپای خود همواره انرژی مثبت بدهید.
  • هر گاه ازکودک خود خواهشی دارید، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس کنید، مثلاً او را نوازش کنید و درخواستتان را با او مطرح کنید.
  • این نکته را به خاطر داشته باشید که به جای اینکه کودک را از کاری مطلقاً نهی کنید؛ می توانید جایگزینی برای مانور دادن فرزندتان به او پیشنهاد کنید. مثلاً کودکتان دوست دارد که روی مبل بپر بپر کند. شما به جای اینکه او را مطلقاً از کار منع کنید می توانید او را به جایی راهنمایی کنید که بتواند به بپر بپرش ادامه دهد.
  • اعتماد به نفس کودک خود را نشکنید و اورا در بین جمع ضایع نکنید. حضرت علي(ع) مي فرمايد: «اين كه در بين مردم كسي را پند دهي اين نكوهش است نه پند.» اگر هم در جلوی جمع می خواهید به او تذکر دهید به حالت صمیمی و پیشنهاد، اشاره به خطایش کنید. به عنوان مثال با داد و بیداد از او نخواهید که روی مبل بپر بپر نکند، خیلی صمیمانه به او بگویید: «خودت میای پایین یا کمکت کنم؟» یا مثلاً به او بگویید: «من نمی توانم لباست را دربیاورم؛ اما تو را تماشا می کنم که چطور این کار را می کنی.» یادتان باشد که عزت نفس لایه درونی اعتماد به نفس است. هميشه انسان حرف كسي را بهتر مي فهمد كه احترامش را حفظ کند.
  • وقتی که می خواهید دستوری به او بدهید و توقع پذیرفتن از جانب او را دارید بهتر است در کنارش زانو بزنید و چشم در چشم حرف بزنید. حالت ایستاده و با اخم و تحکم باعث لجاجت بیشتر کودک می شود.
  • بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند، رویدادهای بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند. پس از قبل وضعیت را به کودکتان اعلام کنید. اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگری ببرید باعث آزار او می شوید. اگر مثلاً فردا مهمانی دارید به کودکتان بگویید که از او توقع دارید که شلوغ نکند و بی مورد جیغ نزند. این مطلب را بارها به او قبل از رفتن به مهمانی تذکر دهید.
  • گاهی با کلمات کوتاه موارد را به کودکتان یادآوری کنید. اگر دفعات اول به حرفتان گوش نداد نگران نباشید. او فقط زود از یاد می برد که این کار هم با یادآوری روزمره ی شما حل می گردد.
  • به جای اینکه یک دستور کلی به او بدهید دستورات خود را جزء بندی کنید.
  • برای انجام هر کاری برای کودکتان دلیل روشنی بیاورید. مثلاً دلیل مسواک زدن، مرتب کردن اتاق، تشکر کردن، نماز خواندن و... را برای او شرح دهید.
  • حتماً برای روز خود برنامه ریزی کنید. اگر این گونه پیش نروید همیشه برای کودک یک معمای حل نشده باقی می ماند که چرا والدینش در هر برحه یک واکنش خاص از خود بروز می دهند. به علاوه ی برنامه ریزی، دلیل گاه و بی گاه بی نظمی خود را نیز برای کودک توضیح دهید. اگر این کار را نکنید، شما به فرزندتان این پیام را می دهید که روی شما حساب نکند، چون شما ثبات ندارید! با این کودکان، شما در نوجوانی مشکلات فراوانی پیدا می کنید. گرچه در همین کودکی هم دیگر خیلی به حرفتان گوش نمی دهند. بچه ها آیینه رفتار ما هستند، پس به خودمان نگاه کنیم و عیوب مان را در آن ها ببینیم.
  • اگر رفتار متناقضی داشته باشید از زیر ذره بین کودک پنهان نمی ماند، کودکان آن چه را که می بینند می آموزند نه آن چه که به آن ها دیکته شود! فراموش نکنیم: قوانین ثابتند، اگر قانونی را حتی یکبار نقض کنید، کودک در جستجوی راه های نقض قانون بر می آید.
  • برآورده کردن نیازهای عاطفی، محبت و در آغوش کشیدن کودک، نباید تحت تأثیر حالات روحی مادر واقع شود، به عبارتی در هنگام خوب بودن حال خود با فرزندش مهربان باشد و به او محبت کند و در زمانی که حال مساعدی ندارد، با کودکش رفتار مناسبی نداشته باشد. این رفتار والدین سبب برانگیختگی روانی و دوگانگی رفتاری کودک شده و در این شرایط او نمی داند که چه زمانی ممکن است از طرف مادر طرد شود و یا چه زمانی با استقبال عاطفی او روبرو می شود، به همین دلیل در آینده دچار استرس و اضطراب خواهد شد.
  • هميشه كودك را يكجا بگذاريد تا غذا بخورد و از يك فنجان به او آب بدهید. اين يك نواختي بايد در زمينه خواب، حمام، غذا خوردن و بازي هميشه رعايت شود. حتي نوع بازي، درجه آب حمام حتي رنگ ديوار بايد هميشه يكي باشد.
  • برای فرزندتان از افعال: « نکن، نزن، نگو و...» استفاده نکنید. سعی کنید بیشتر کارهای مثبت او را تشویق کنید و برای کارهای منفی او همان طور که قبلاً توضیح دادیم از تنبیهات و گوشزدهای مناسب استفاده کنید، بدون اینکه بخواهید اعتماد به نفسش را بشکنید.
  • شما باید به عنوان یک مادر یا پدر بدانید که در چه موقعیت هایی، کودکتان چه رفتارهایی از خود بروز خواهد داد که از آن ها جلوگیری کنید.
  • به رفتارهایی از کودکتان که مثل گریه و قهر و لج کردن است و پرخاشگرانه نیست گاهی بی تفاوت باشید. چون برخی از این رفتارها برای جلب توجه و به کرسی نشاندن حرف، به وسیله ی نقطه ضعف های شماست. اگر شما در بی تفاوتی در برابر این رفتارهای کودک ثابت قدم باشید و ناگهان دلتان برایش نسوزد؛ کم کم این رفتارها از حافظه ی کودک پاک می شود.
  • همان طور که پیشتر توضیح دادیم، کودکان در لحظه زندگی می کنند. و تغییر وضعیت ناگهانی آن ها را اذیت می کند. بنابراین ناگهان کودک خود را از یک وضعیت پایه ای که در آن احساس رضایت می کند وارد یک وضعیت ناپایدار دیگر نکنید.
  • همان طور که اشاره شد بازی در شکوفایی استعداد کودکتان نقش مهمی ایفا می کند. کودکان علاوه بر اینکه در بازی هایشان تفریح می کنند، مهارت های زندگی را هم می آموزند. به هیچ عنوان بازی های کامپیوتری بی محتوا و تلوزیون نباید جای بازی های مهارتی و فیزیکی و تحرکی را بگیرد.
  • این گونه نباشد که وقتی برای فرزندتان زمانی را خالی کردید، به کارهای روزمره ی خودتان فکر کنید و از زمانی که با فرزند خود سپری می کنید بکاهید. حتماً زمان هایی از روز باید برای بازی، آموزش، حرف زدن و... با کودکتان تنظیم کنید. این زمان نباید تداخلی با رسیدگی فیزیکی فرزند باشد. مثلاً در یک روز نباید رسیدگی به کارهای کودکتان مثل لباس شستن، حمام بردن، مو شانه کردن یا غیره با زمانی که باید صرف تقویت روحی با فرزندتان است، تداخلی داشته باشد. هر موضوع جایگاه ویژه ی خود را دارد.
  • وقتی فرزندتان حرکت بدی انجام می دهد یا به شما دروغی تحویل می دهد، زود از کوره در نروید. برایش ملایم توضیح داده و به او بگویید که این کار عاقبت خوبی نخواهد داشت. اما اگر دیدید که کودک دست از کار خود بر نمی دارد، می توانید از روش های تنبیهی که توضیح دادیم استفاده کنید.
  • اما این نکته را به خاطر داشته باشید که دروغ گویی و آزمون و خطا بخشی از تکامل و رشد کودک شماست. کودک از شکست ناشی از اشتباه کردن و امتحان راه حل های مختلف، بسیار بیشتر از زمانی که تحت نظارت یا راه گشایی مستقیم بزرگسال قرار دارد، یاد می گیرد. وقتی که او تلاش می کند و با آزمون و خطا به سمت هدفش می رود، موفقیت نهایی نیز به خود او تعلق دارد.
  • اگر با هر مشکل کوچکی یا هر درد اندکی فریادمان به آسمان می رود نباید انتظار کودکی صبور را داشته باشیم.

3ـ طرز صحبت کودک با خواهر و برادر بزرگ تر

گاهی فرزندمان رابطه ی خوبی با خواهر برادر بزرگتر خود ندارد. برای اینکه رابطه ی بین کودکانمان را تقویت کنیم راهنمایی های زیر می تواند سودمند باشد.

1) به جای بهانه تراشی برای پوشاندن خطای فرزند کوچک تر، سعی کنید اگر واقعاً کار اشتباهی در برابر فرزند بزرگ ترتان انجام داد به او گوشزد کنید که کارش اشتباه است و حق با کودک بزرگ تر است. اگر هرباری که کودک کوچک تر خطایی کند و شما با این بهانه که بزرگترها باید ببخشند از این مسئله رد شوید باعث می شود که کودک کوچک تر فکر کند همیشه حق با اوست و اجازه ی خطا دارد.

2) سعی کنید گاهی مسئولیت فرزند کوچک ترتان را به فرزند بزرگ ترتان بسپارید. این گونه که مثلاً فرزندتان از شما می خواهد که یک اسباب بازی مشخص را برایش روشن کنید. در این لحظه می توانید به فرزندتان بگویید: «از برادرت خواهش کن که برات این کار رو انجام بده! اون خیلی خوب بلده.» این کار علاوه بر اینکه باعث میشه کودک کوچک تر به برادر یا خواهر بزرگ تر اعتماد کند، بلکه باعث این می شود که فرزند بزرگ تر هم حس مسئولیت و اعتماد به نفس بیشتری بکند. و بین دو یا چند فرزندتان محبت و حس همکاری و یاری شکل می گیرد.

اگر يكي از فرزندان قلدر و ديگري مظلوم است هواي مظلوم را بيشتر داشته باشيد (بدون ابراز بي محبتي به ديگري) او را با بچه هاي كوچك تر همبازي كنيد و فرزند قلدر خود را با بچه هاي بزرگ تر. وقتی که بچه ها بازی می کنند بايد از دور نظارت كنيم و اگر بچه ها توانایی حل اختلافشان را دارند نباید دخالت کرد. اما اگر هر كدام كمكي خواست می توانید بي طرفانه دخالت كنید و وقتي كار بالا گرفت و كار به كتك كاري رسيد، يكي از والدين دخالت كند، دادگاهي درست كنید تا حق را به حق دار برسانید.

3) در بین چند کودک خود ترتیب یک بازی دهید. به آن ها پیشنهاد یک بازی را ارائه دهید و گاه به گاهی هم نظارت بر پیشرفت بازیشان داشته باشید تا از جو صمیمی بین آن ها مطمئن شوید. اگر دعوایی رخ داد به بهترین نحو ممکن دعوا را حل و فصل نمایید.

4ـ فحش دادن

در کودکان نوپایی که زبان باز کرده اند و دایره لغات بیشتری دارند ممکن است گاهی اوقات الفاظ بد نیز به کار ببرند. در این مواقع از واکنش نشان دادن در برابر این لغات به شدت بپرهیزید زیرا کودک شما صرفاً مشغول یادگیری لغات است. هرگونه ایجاد حساسیت در او، باعث یادگیری این کلمات می شود. توجه بیش از حد به این رفتارها باعث می شود که کودک، به این اعمال زشت ترغیب شود. بیش از حد واکنش نشان ندهید. به کودکتان به طور خیلی جدی و با قدرت بگویید اصلاً دوست ندارید او چنین کلماتی را که مناسب شخصیت او نیست به کار ببرد. به کلمه های بی ضرر بی اعتنایی کنید. البته به کارگیری کلمات زشت و ناسزا نباید نادیده انگاشته شود، چون به کار بردن آن ها می تواند در خارج از منزل، برای کودک دردسر ایجاد کند. پس از آن به دنبال مقصر اصلی ماجرا بگردید. ببینید که این لغت را از کجا آموخته است و سپس او را از آن فضا دور کنید.

حواستان به مدل رفتار خودتان با همسرتان باشد. همیشه برای او الگوی خوبی باشید. با او مؤدبانه و با احترام برخورد کنید. جلوی کودکتان حرف بد نزنید. اگر گاهی از زبان بچه ی خود یک کلمه ی بد شنیدید برایتان اهمیتی نداشته باشد. مبادا با تنبیه و واکنش آن کلمه را به او یاد دهید. همه والدین گاهی عصبانی یا خشمگین می شوند و واژه زننده ای از دهانشان می پرد. البته هنگامی که درد می کشیم، به سختی می توانیم نحوه صحبت کردن خود را در اختیار داشته باشیم؛ ولی اگر مجبورید فحش بدهید، در صورت امکان از واژه ای استفاده کنید که زشت و زننده نباشد.

برای کودکتان توضیح دهید که وقتی کسی به او ناسزا می گوید، در واقع فقط یک حرف ناجور شنیده و حرف نمی تواند به انسان آسیبی برساند. با کودک خود درباره فحش دادن در خانه صحبت کنید (دخترم یا پسرم اصلاً دوست ندارم این لغت را در خانه به زبان بیاوری. دیگر حق نداری از این لغت استفاده کنی). برای او توضیح دهید که می تواند از لغات دیگری به جای آن فحش استفاده کند. به کودک لغات مجاز را بگویید و گوش زد کنید که از این لغات نباید استفاده کنی (لغات ممنوع را به ترتیب برای او بگویید).

5ـ عصبانیت کودک

دلایل عصبی شدن کودک می تواند افت قند خون، اعتراض به وضع موجود، سوء استفاده از نقطه ضعف والدین برای رسیدن به اهداف خود یا الگو پذیری از والدین خشمگین باشد. اخلاق تند والدین جزئی از ضمیر ناخودآگاه فرزند می شود. پس به فرزندتان زبان نرم را یاد دهید. در ادامه راه کارهای آرام کردن و حرف شنوی او را در اوج عصبانیت به شما پیشنهاد می کنیم.

 

اول) آرام کردن کودک عصبانی

    1. تغذیه مناسب کودک. اگر كودك شما قبل از شما یا بعد از فعالیت خاصی كنترل خود را از دست می دهد ممكن است به دلیل گرسنگی باشد.
    2. زمینه ی بروز این رفتارها را کاهش دهید. به عنوان مثال اگر می بینید که پرخاشگری فرزندتان به علت اعتراض به یک وضعیت ثابت است. سعی کنید آن رفتار یا وضعیتی که کودک از آن راضی نیست را انجام ندهید.
    3. بچه لوس بچه اي نيست كه در كودكي هر آن چه خواسته به او داده شده است. بچه لوس بچه اي است كه گاهي به او داده شده و گاهي به خاطر همان خواسته تنبيه شده يا بچه اي است كه آن چه می خواهد به او داده نشده و مجبور شده دست به مانورهايي از جمله گريه بزند و از آن طريق به خواسته اش برسد. گاهی کودک شما می خواهد خودش را برای شما لوس کند. بنابراین در این لحظات سعی کنید او را تحویل نگیرید.
    4. وقتی فرزندتان قشقرق به پا می کند و بزن بزن بازی با کودک دیگر در می آورد. به جای دعوا با فرزند خود می توانید از این موقعیت به عنوان یک روش تربیتی استفاده کنید. کودک کتک خورده را در بغل بگیرید و نوازش کنید و به فرزند دلبند خود بگویید که در کنار شما از او دلجویی کند.
    5. به جای تنبیه های روتین می توانید از تنبیه های محرومیتی و اخم کردن استفاده کنید (قبلاً ذکر شده).
    6. به همنشینان و فیلم ها و کارتون هایی که کودکتان با آن ها سر و کار دارد دقت کنید.
    7. تا آن جایی که ممکن است به بچه ها نه نگویید. صلاح بچه ها به ویژه بین یک تا ۶ ساله این است که آزد باشند و خود انتخاب کنند. پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم می فرمایند: فرزندان در هفت سال اول امیر (و پادشاه) تو هستند؛ در هفت سال دوم بنده ی تواند و در هفت سال سوم، وزیر (و مشاور) تو.

اما روزی که نه گفتید، باید بدانید که پای آن محکم بایستید، تا آخر. روی قول ها و نه گفتن هایتان پایدار بمانید. یعنی اگر می دانیم وقتی به فرزندمان نه می گوییم، او شروع به جیغ زدن می کند و چون مهمان داریم و یا وسط خیابان است، ما تسلیم می شویم و ... بهتر است همان اول زیر بار حرف او برویم و او را نهی نکنیم، تا اینکه او جیغ بزند و بعد تسلیم شویم. بدآموزی از این جا شروع می شود.

به این نکته توجه داشته باشید که کودک نوپا و شیرخوار رفتاری مشابه دارند. هر دو دوست دارند بیشتر بگیرند تا بدهند. او با آواها نیازها و احتیاجات خود را می فهماند و جواب نه را راحت قبول نمی کند اما می داند که کلمه ی نه راحت ترین کلمه ایست که به کار می رود.

    1. آواز خواندن و موسیقی باعث آرامش کودک و کاهش جیغ های پی در پی او می شود.
    2. شما می توانید به كودكتان كمك كنید تا راه دیگری غیر از کتک کاری برای بیان نا امیدی اش بیابد. شما باید با ارائه چیزی مناسب برای كتك خوردن (مثلاً بالش یا كیسه بوكس) میل او به زدن را عوض کنید.
    3. به كودك یاد بدهید كه احساس خود را در زمان مناسب بگوید. وقتی انسان ها بتوانند احساسات خود را مستقیماً بیان كنند، خشونت به تدریج متوقف می شود.
    4. احساسات کودکتان را تأیید کنید. به او بگویید که متوجه اید که چقدر ناراحت است.
    5. وقتی كودك سعی می كند شما را بزند، محكم دستانش را بگیرید، در چشمان او خیره شوید و محكم (اما بدون عصبانیت) بگویید: «شما اجازه نداری مامان را بزنی.»
    6. دو جا بايد جلوي كودك ايستاد. يك، وقتي به خودش يا كسي آسيب مي زند. دو، وقتي به حقوق كسي تجاوز مي كند.
      كودكي كه كتك کاری می کند، به خودش بيشتر آسيب می زند تا طرف مقابل. وقتي کتک زد ديگر كاري نمي شود كرد. پس حتماً بايد قبل از زدن جلویش را بگیرید.
    7. منطقی صحبت کردن با کودکان نوپا، معمولاً ایده ی فوق العاده ای محسوب می شود. اما نه هنگامی که کودک عصبی است. کودکان نوپا بزرگسال نیستند که در مواقع عصبانیت به دنبال دلیل منطقی باشند و با تجزیه و تحلیل آن قانع شوند. این را به خاطر داشته باشید که کودکان اشخاص منطقی ای نیستند.

دوم) راه های حرف شنوی کودک عصبانی

از جایی که کودک تحمل شنیدن حرف نه را ندارد، مسلماً در برابر نه شما مقاومت نشان خواهند داد. در این لحظه پس از گفتن نه دیگر درباره ی موضوع مورد نظر با کودکتان صحبت نکنید و تماس چشمی برقرار نکنید. اگر باز هم جیغ زد، یک بار دیگر به او بگویید، یا تا سه عدد بشمارید. اگر باز هم امتناع و بی قراری کرد، به او زمان دهید اما هرگز توضیح ندهید.
هنگامی که کودکی خشمگین شود، صحبت کردن با او کاری بی فایده است. حتی اگر این اتفاق در خیابان و محلی عمومی بیفتد! البته می توانیم موقع جیغ و هوار های کودک به او بگوییم: «ببین من اصلاً متوجه حرفت نمی شم. وقتی جیغ میزنی نمی تونم بفهمم چی میخوای!» این گونه فرزند می فهمد که باید برای ابراز خواسته ی خود آرام حرف بزند. اما اکثراً این کار پاسخ گو نیست. پس اگر دیدید با گفت و گوی شما باز هم جیغ می زند به او نگاه نکنید؛ این کار یعنی اصلاً من نمی شنوم، یعنی من کرم و تو هم اصلاً جیغ نمی زنی. به هیج وجه با او بحث نکنید و حرف نزنید. حتی بدنتان هم نشان ندهد که متوجه جیغ های او هستید.

البته یادمان باشد که همیشه حساب و کتاب و تعداد امر و نهی هایمان را در یک روز داشته باشیم. چون والدین زمانی که خسته اند و حوصله ی کاری را ندارند، تعداد امر و نهی هایشان خیلی بیشتر از حالات عادی است.

ابتکار و خلاقیت در کودک

استيفن رابينز خلاقيت را به معناي توانايي تركيب انديشه ها و نظرات در يك روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي كند.

گيلفورد دانشمند آمريكايي، خلاقيت را با تفكر واگرا (دست يافتن به راهکارهاي جديد براي مسائل) در مقابل تفكر همگرا (دست يافتن به پاسخ) مترادف دانسته است.

تفکر واگرا یعنی تفکری که به دور از عرف و عادت فکر شود. و تفکر همگرا یعنی تفکری که به عرف نزدیک باشد.

مغز انسان دو نیم کره شبیه به یکدیگر دارد. اما هر نیم کره وظایف خاص خود را انجام می دهد. نیم کره ی راست وظایفی نظير تصور و تجسم، شناخت رنگ، موسيقي، وزن و آهنگ، خيالات و آرزوها بر عهده دارد و نیم کره ی چپ فعاليت هايي نظير رياضيات، زبان و ارتباط كلامي، منطق، بررسي و تجزيه و تحليل و نويسندگي را بر عهده می گیرد. نود درصد مردم نیم کره ی چپ فعالی دارند. اما اگر هر دو نیم کره به اندازه ی هم کار کنند مغز شکوفا می گردد. به همین علت خیلی از دانشمندان برای شکوفایی ذهن خود از نقاشی بهره می گرفتند.

والدین عزیز! اگر واقعاً می خواهید مغز کودک خود را شکوفا کنید و او را استعداد یابی کنید، ابتدا باور کنید مغزی که در سر کودک شما قرار دارد یک موهبت کمیاب الهی است و می تواند به یک مغز نابغه تبدیل شود. تا زمانی که شما به این باور نرسید نمی توانید از کودک خود یک نابغه بسازید. برای نبوغ فرزند باید از چند مرحله بگذرید:

1ـ برانگيختن: تشویق کودک به کنجکاوی و ارائه کارهای خلاقانه.

2ـ تمركز: تأکید به تصور مثبت کودک در رابطه با خود.

3ـ درك: سه استراتژی کلی دارد

اطلاعات: براي رسيدن به هر هدف اطلاعات كافي كسب كند.

روش: براي رسيدن به هدف روش درستي انتخاب كند.

هدف: براي انجام درست هر كاري، هدف خود را درست تعيين كند.

  • 4ـ حافظه: عبارت است از توانايي نگهداري و ذخيره آن تصاوير در چشم ذهن.
  • نتیجه تحقیقات ثابت کرده است که نوازش موجب ترشح یکسری انتقال دهنده های عصبی در بدن می شود. این انتقال دهنده های عصبی باعث تقویت سیستم ایمنی بدن و احساس لذت و شادابی می شود و به کارکرد درست سیستم اعصاب رشد اجتماعی و کاهش بروز اختلالات در وی می انجامد. کودکانی که نوازش می شوند در ابراز محبت به خود و دیگران به خوبی عمل کرده و حتی این محبت را به جوجه یا عروسک خود هم ابراز می کنند.
    این کودکان سرحال و شادتر هستند و کمتر در معرض اضطراب و افسردگی قرار می گیرند پس کودکانی سالم تر و قوی تر هستند. به خاطر همین دلیل، نوازش و ارتباط عاطفی به عنوان یک اصل مهم در تربیت فرزند شناخته شد. همان قدر که تغذیه کودک بسیار مهم است نوازش هم مهم تلقی می شود.
  • از یک سو کودکان دوست دارند کارهای خلاقانه انجام دهند و از سویی می ترسند تا مبادا با این کار خود موجب خشم والدین شوند. مثلاً کودک شما با صرف وقت و حوصله یک کاردستی می سازد و با ذوق و شوق به شما نشان می دهد اما بعد از این کار شما او را دعوا می کنید که چرا همه را بهم ریختی و... ابداعات او را به شوخی نگیرید. این باعث بی انگیزگی کودک از خلاقیت می شود و مغز او همیشه راکد خواهد بود تا مبادا خانه کثیف شود!
  • بعد از یک سالگی کتاب عکس دار توجه او را جلب می کند.کتاب باید دارای عکس رنگی و درشت باشد حاوی داستانی پر از دوستی و مهربانی و مخصوصاً کمک به موجودات باشد.کتاب های رنگی با تصاویر جذاب برای او تهیه کنید. حتماً کتاب ها نوشته داشته باشند چون اگر بدون نوشته باشند به کودک شما خواندن و نوشتن یاد نمی دهد. هنگام خواندن کتاب ها بر روی کلمات یا تصاویر اشاره کنید.
  • روزانه 15 دقیقه برای کودک خود کتاب بخوانید. شب ها قبل از خواب بهترین زمان خواندن کتاب است. حق انتخاب را به خودش دهید. بگویید کدام کتاب را برایت بخوانم؟ حتی اگر تکراری هم بود عیب ندارد. سعی کنید داستان را هر چه لذت بخش تر و طنز آمیز تر تعریف کنید. نکته ای که نباید فراموش کنید این است که هرگز خواندن کتاب برای فرزندتان را از یاد نبرید. این کار را به صورت مداوم تکرار کنید. این کار را می توانید با فلش کارت ها هم انجام دهید. به این صورت که کلمه را روی کاغذ و تصویر را پشت کاغذ نقاشی کنید. به این صورت که ابتدا تصاویر را به او نشان دهید و از او بخواهید اسم آن شیء را بگوید، و سپس کلمه ای که پشت ورق نوشته اید را رو کنید. مدتی این گونه با او بازی کنید. و بعد روش را عوض کنید و از فرزندتان نظر بخواهید و بپرسید؛ مانند یک بازی، اجباری نیست که حتماً کودکتان صحیح بگوید یا صحیح بخواند.

  • کودکتان را با خود به پارک، باغ وحش، بانک، بازار، سوپرمارکت یا هرجای دیگر که احساس می کنید می تواند و لازم است ببرید و پس از آن از کودک خود در مورد جای مورد نظر بپرسید. از او بخواهید که برای شما آن جا را توصیف کند و نظرش را بگوید یا به شگفت آید. این بخشی از بلوغ مغز و نبوغ است.
  • برای او اسباب بازی هایی بگیرید که کنجکاوی او را تحریک کند. مثل خمیر بازی و رنگ های انگشتی و عروسک خیمه شب بازی و سازهای موسیقی و... .
  • اگر می بینید که کودکتان به حرف آمده و شما را بمباران سؤال می کند با صبر و حوصله به سؤالاتش جواب دهید. همین طور هم شما با پرسیدن سؤال او را کمک کنید، یا می توانید او را عادت دهید که شبی یک سؤال از شما بپرسد و بخوابد.
  • فرزندتان را تشویق کنید که آنچه می بیند را توصیف کند. زبری و نرمی، رنگ ها، شکل و اندازه، اشیاء، تابلوها و... برای کودکتان معانی و کاربردهای مختلف هر کلمه را بگویید.
  • اگر کودکتان را به زور مجبور به یادگیری چیزی کنید او دلزده و مضطرب خواهد شد.

مقایسه ممنوع: اگر از کودکی نقطه قوت کودک دیگری را با نقطه ضعف کودک خودتان مقایسه کنید از همان بچگی در کودکتان ضعیف بودنش نهادینه خواهد شد.

نکته: در تمام فعالیت هایی که قرار است در راستای افزایش خلاقیت کودکتان انجام دهید حق انتخاب را به او بدهید. مثلاً وقتی می خواهید بروید بیرون و چند مکان مد نظر شماست تا به تقویت خلاقیت کودکتان کمک کند، می توانید از او نظر بخواهید که به باغ وحش برویم یا به بازار؟

شکوفایی مغز کودک

هشتاد و چهار درصد مغز و ذهن ما در هشت سال اول زندگي شكل مي گيرد. در سه سال اول 30% از شخصيت ما شكل می گیرد و در هشت سالگي 80%. در شانزده سالگي شخصيت و مغز ما 100% شكل گرفته است. اين جاست كه اهميت دو سال اول زندگی کودک دلبندتان مشخص می شود.

بعد از تولد چند چيز توليد سلول مغزي ميكند: 1ـ ورزش و تجربيات جديد هيجان انگيز 2ـ نواختن آلت موسيقي 3ـ رقص 4ـ نقاشي و كاردستي 5 ـ شطرنج 6 ـ مناظره و بحث و استدلال 7ـ آرامش (هر چيزي كه سيستم ما را آرام ميكند) 8 ـ مسابقه و بازي (بيست سؤالي) 9ـ خواب خوب در شب

وقتي علم عقل و واقعيت داشته باشيم ظرفيت عشق ورزي، ظرفيت آزادي و ظرفيت رسيدن به اخلاق به وجود مي آيد. اگر با عقل و واقع بيني و علم به سراغ احساسات و باورهایمان نرويم حتماً با مشكلات عديده دست به گريبان خواهيم بود.
یک کودک برای اینکه مغزش رشد کند و شکوفا گردد، نیاز دارد که دوستش بدارند، او را بغل کنند، با وی صحبت کنند، برایش کتاب بخوانند و به او اجازه ی کشف کردن بدهند. و اگر سن از 1.5 گذشته اجازه بدهیم آن ها کتاب را ورق بزنند.
تأثیر متقابل و مثبت با بزرگسالان دلسوز، مغز کودک را برای رشد عالی تحریک می کند. کودکانی که درسال های اولیه عمر خود، مورد محبت قرار نمی گیرند، ممکن است تا پایان عمر، برقراری رابطه ی صمیمانه را یاد نگیرند. این مطلب کاملاً یک فرایند مغزی است. در بیشتر مواقع، کودک را تشویق به فکر کردن می کنیم و می گوییم: «خوب فکر کن حتماً جوابشو پیدا می کنی.» اما باید پرسید، خوب فکر کردن! یعنی چه؟ امر درست فکر کردن رابطه ی مستقیمی با فعالیت و تجربه اندوزی کودک دارد.

كودك زير ١٨ ماه وقتي بيدار است بايد تمام مدت، فردي درگير بازي و تحريك ذهني او شود كه بهتر است آن شخص مادر باشد. كودكي كه چنين توجهي را نمي گيرد هم در ثانيه ميليون ها ارتباط مغزي را از دست خواهد داد هم در بزرگسالي مهرطلب، برتري طلب و یا انزواطلب خواهد شد.

الف) از طریق بازی

معنای بازی آن مواردی نیست که ما فکر می کنیم؛ بازی از نگاه یک بزرگسال شاید سرگرمی باشد ولی از نگاه کودکان شیوه های تفکر، زندگی و ارتباط با کل دنیا است. در واقع بازی و تکنیک های بازی درمانی می تواند با موسیقی، نقاشی و هنرهای دیگر باشد. ولی در نهایت یک پلی است که بچه از طریق آن وارد اجتماع می شود. كودك از بدو تولد تا شش سالگي تمام زندگيش بايد بازی، اسباب بازی و همبازی باشد.

بازی تا زمانی که موجب آسيب به خود كودك و يا اطرافيان او نشود، محدود نشود. بیشتر والدینی که اطراف خود می بینیم اعتقاد دارند که کودکان دهه هشتاد به بعد کم تحرک تر از کودکان دهه های دیگر اند. با اندکی بررسی و تجزیه و تحلیل می توان صحت این حرف را تأیید نمود. امروزه به علت آپارتمانی و ماشینی شدن زندگی ها، ارتباطات دچار محدودیت های خاصی شده است. مردم جامعه ی ما نیز از کم تحرکی رنج می برند و دچار آسیب هایی شده اند و این مشکل در هر قشر از جامعه صادق است و فقط محدود به کودکانمان نمی شود. هرچند که چاره ای وجود ندارد و این شرایط برای همه یکسان است چون دوره و زمانه تغییر کرده است.

این نوع از کودکان کم تحرک در آینده دچار ارتباط های ضعیفی با هم سالان خود خواهند بود و زمانی که کنار هم هستند نمی دانند باید چه بکنند. این گونه از فرزندان دچار پرخاشگری هستند و تجربه محور نخواهند بود. درست است که شرایط دشوار است و نباید توقع زیادی داشت اما می توان با بازی های ابداعی تا حدی آسیب های آپارتمان زدگی را کاست.

امام علی (ع) می فرمایند: «فرزندانتان را برآداب خود تربیت نکنید؛ چرا که آن ها برای آینده و زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.» (۲۴ ابن ابی الحدید، معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص267)

متأسفانه خانواده ها تلاش می کنند تا کودکانشان زیاد جنب و جوش نکنند و آن ها را به سمت بازی های کم تحرک سوق می دهند. درحالی که بازی های پر جنب و جوش پیامد و نتایج درخشان و مفیدی در آینده و هوش هیجانی و مهارت های زندگی کودک دارد.

بازی به کودک اجازه ی آزمون و خطا را می دهد. در بازی های پر جنب و جوش کودک تجربه می کند، یاد می گیرد، گاهی زخمی می شود یا صدمه می بیند و همه ی این ها به کودک شما راه زندگی را به مرور زمان یاد خواهد داد. کودک صبور، خلاق، مدیر و دارای شخصیت با ثباتی می شود. تحقیقات نشان داده است کودکانی که بیشتر بازی می کنند نسبت به کودکانی که کمتر بازی می کنند، در آینده از خلاقیت و قوه ی تخیل بیشتری برخوردارند. دروغ ابزار بازی کودکان است! چون خیال پردازی است و قدرت تصویر سازی بالایی دارد. این عیب کودک نیست.

مهم است بدانیم حداقل زمان بازی با کودک دو ساعت است. در غیر این صورت کودک ارضاء نشده و این نیاز در وی به صورت عقده باقی می ماند. قبل از خرید اسباب بازی به خاطر داشته باشید که آن وسیله تحرک و خلاقیت و تغییر پذیری داشته باشد. مثل: توپ، خمیر بازی، لگو و... . به غیر از این، می توانید كودك را ترغيب كنيد تا اسباب بازي بسازند.

اسباب بازی هایی که مناسب کودکتان هستند: چراغ قوه، چراغ لیزری، عروسک های موزیکال و سوت سوتک دار، کتاب های رنگی، مکعب های بازی، خمیر بازی، شن کنار ساحل، یک کارتن خالی.

  • هدف: تقویت اتصالات درون مغز. به کودک یاد می دهد چیزهایی که می روند، باز هم برمی گردند. تقویت حس اعتماد کودک به والدین. رفع وابستگی شدید به والدین.

دالی بازی را فراموش نکنید.

  • هدف: مهارت لامسه ای و زبانی

توجه داشته باشید که این بازی به تنهایی از فرزندتان یک گوینده ی قهار نمی سازد. یکی از بهترین بازی ها این است که هنگام کارهای روزانه شعری را برایش بخوانید. شعر های کودکانه که مهارت یادگیری کودک از صفات را بالا می برد. نظیر سردی گرمی زبری رنگ ها و....

  • هدف: عشق به مطالعه و قدرت تخیل

کتاب هایی با رنگ های جذاب و تصاویر برجسته می تواند شما را در این مسیر یاری کند. اصلاً عیب ندارد که کودکتان این کتاب ها را پاره کند یا روی آن ها خط خطی کند. این حرکت او خود یک نکته ی مثبت است.

  • هدف: آموختن راه رفتن

تاتی بازی کردن به همرا شعر و بازی کردن با او.

  • هدف: به کودک احساس قدرت و توانایی می بخشد.

هل دادن وسایل و جا به جا کردن اشیا برای کودک کاری لذت بخش است که به او احساس قدرت می دهد.

  • هدف: رشد خلاقیت و ابتکار

جاندار پنداری و صحبت با عروسک یا یک مهمان خیالی.

  • هدف: به کار انداختن مغز برای افزایش خلاقیت

نقاشی کشیدن

  • هدف: برای رفع عقده ها و رهایی از خجالتی بودن مفید است.

در این گونه بازی ها باید به کودک فهماند که بزرگترین چیزها (مشکلات) هم به دستان تو می ترکد! مانند بازی ترکاندن باد کنک.

  • هدف: آموختن نظم

در این سن کودک به غلتاندن توپ و مکعب بازی علاقه مند است. هردو بازی تأثیر خوبی روی هوش کودک شما دارد. برای یاد دادن نظم به کودک، می توانید با او توپ بازی کنید و پرتاب کردن یا غلتاندن توپ را به صورت نوبتی انجام دهید. یا اینکه به او اجازه دهید چندین مکعب را روی هم بگذارد و سپس آن را خراب کند. این را بدانید که کودک از خراب کردن بلوک های روی هم چیده شده خیلی بیشتر لذت می برد تا ساختن آن ها.

  • هدف: کسب تجربه های جدید

مكعب سازي، رنگ كردن با انگشت، گل بازی و خمير مجسمه سازي. سعی کنید در فعالیت های کودکتان مشارکت داشته باشید و به او بفهمانید که چقدر کار و بازی او براتان مهم است.

  • هدف: افزایش هماهنگی چشم و دست

یه قل دو قل. البته کودک در این سن نمی تواند به آن سرعت بازی یک قل دو قل را بکند؛ ولی پدر و مادر انجام دهند و او ببیند و سعی در یادگیری کند.

ب) از طریق موسیقی

روان شناسان معتقدند که فقط گوش دادن به موسیقی در پیشرفت هوش و ذهن مؤثر است. این کودکان در آینده در درک مفاهیم ریاضی و ساخت پازل موفق تراند. هم چنین تحقیقات و مطالعات نشان داده است، کودکی که از نوپایی اقدام به یادگیری ساز یک موسیقی می کند، 6 امتیاز ضریب هوشی بالاتری دارد. با یك موسیقی آرام و ملایم، همان طور كه كودكتان را در آغوش گرفته اید، در سراسر اتاق با او آرام برقصید.

ج) سبک زندگی

  • به یاد داشته باشید برای بالا بردن اعتماد به نفس فرزندتان باید به کودکتان عشق بورزید و نشان دهید که به او توجه دارید. محدودیت های واضحی را به او بگویید و توقعاتتان را به صورت روشن برایش بیان کنید. چون مغز کودک تخصص یافته نیست. اجازه دهید کودک ریسک و اشتباه کند. با اشتباهات او شدید برخورد نکنید. به حرف هایش خوب گوش دهید و از هرکار خلاقانه یا مثبت یا حرکت درست او استقبال کنید و با تشویق همراهیش کنید. هرگز کودک دیگر را به رخ کودکتان نکشید و در مواجه با مشکلاتش با او همدردی کنید.
  • خواب کودک باید هشت ساعت در شبانه روز باشد. صبح از خواب برخیزد و صبحانه ی کامل بخورد.
  • در جلسه ی شام همه ی اعضا خانواده باید دور هم حضور داشته باشند. تجارب روز را باهم به اشتراک بگذارند و درموردش حرف بزنند. در اصل این شام یک جلسه ی روزانه ی خانوادگی است. این کار از کودکی به فرزند شما یاد می دهد که کانون خانواده و گرم بودنش بسیار مهم است.
  • بعد از شام باید با نوپا بازی کرد و و مقدمات خوابش را فراهم کرد. نظیر مسواک زدن، قصه گفتن، آماده شدن برای رفتن به تختخواب، به آغوش کشیدنش در تخت و... .
  • به کودکتان اجازه دهید که خراب کاری بکند و در کارهایی که مهارت ندارد وارد شود. بالأخره باید از یک جایی شروع کند. اصلاً عیب ندارد که فرزندتان غذا بریزد، بیفتد، با هم سالانش دعوا کند و... بگذارید تجربه های گران بها را خود به دست بیاورد.
  • تازمانی که فرزندتان از شما در خواست کمک نکرده به یاری او نروید. شاید به نظرتان وقتی که کودکتان به زمین افتاده نیازمند کمک باشد یا وقتی که با دوستانش دعوا می کند؛ شاید برایتان ناراحت کننده باشد که به کمکش نمی روید. اما می توانید با یک لبخند در این موارد او را یاری کنید. بدانید اگر در هر مورد ریزی که کودک خود باید روی پای خود بایستد او را کمک کنید در آینده شخص متکی به والدین بار می آید که عرضه ی به دوش کشیدن مسئولیت های بزرگ را نخواهد داشت.
  • تا جایی که می توانید مسئولیت های ریز را به خود کودکتان بسپارید. اعم از کارهای شخصی اش مانند مسواک زدن، غذا خوردن، لباس عوض کردن و... الان زمانیست که می توانید این ها را در فرزندتان نهادینه کنید.
  • گنجینه ی لغات کودکتان را با خواندن داستان های مختلف و حرف زدن با او افزایش دهید. می توانید وقتی که در اتومبیل هستید به او اسم ماشین ها یا خیابان ها را بگویید، آدم ها را به او نشان دهید، بگذارید آلبوم عکس تماشا کند. در خانه ی خود وسایل را به او معرفی کنید. اگر خانه ی دیگری می روید هم او را با تجربه های جدید رو به رو کنید و... در این فرایند هرچه کودک کمتر تلوزیون ببیند بهتر است. به او مهارت گوش دادن را بیاموزید. متأسفانه اشخاصی که بیشتر می گویند و کمتر می شنوند، آسیب جدی بر بدنه ی جامعه وارد می کنند.

به خاطر داشته باشیم که ضعف حافظه مختص سالخوردگان نیست. گاهی بی توجهی بر مهارت های دیداری، شنیداری و گفتاری نیز برای کودکان ضعف حافظه به ارمغان خواهد داشت.

استقلال

کودک از سنین 1.5 تا 2 سالگی درصدد به استقلال رسیدن است. كودك بعد از چهارده ماهگي كاملاً می فهمد شما چه كاري را دوست نداريد تا آن را انجام دهد چون می خواهد استقلال خودش را نشان دهد. اما متأسفانه والدین همیشه در کارهای او دخالت کرده و مانع انجام کار توسط کودک می شوند. کودک برای قدم گذاشتن به اقیانوس دانش باید به مرز استقلال برسد. این کار مستلزم کشف تجارب جدید و کمی آزادی دادن در این راه توسط والدین است. همان طور که در مورد شلخته بودن کودک توضیح دادیم باید محیط امنی در خانه برایش فراهم کنید که در صورت آزمایش کردن چیز جدید، خطری او را تهدید نکند. البته والدین باید از دور مراقب کودک باشند و احتمال خطر بروز حوادث را برای کودک کم کنند.

اگر پدر و مادر درسنین کودکی به فرزند اجازه ی خودکفایی و استقلال را ندهند در بزرگسالی این کودک علاوه بر اینکه اعتماد به نفس خود را از دست می دهد، سعی می کند هر کاری که می کند باب میل دیگران باشد. ممكن است از دستورات شما سرپيچي كند و با كنجكاوي به همه جا سركشي كند. برخي مواقع ناگزير مي شويد كه از بعضي كارهاي او جلوگيري كنيد؛ اما بهتر است اشتباهات او را گوشزد كنيد و روش درست را بياموزيد.

محبت به کودک

نوازش، موجب ترشح یکسری از انتقال دهنده های عصبی در بدن می شود که علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن، احساس لذت و شادابی و افزایش هوش هیجانی را همراه دارد. وقتي كودك تا دو سالگي يا حداقل هجده ماهگي كنار مادر بماند، مراحل رشد كه وابستگي و چسبندگي است را طي خواهد كرد و به موقع جدا خواهد شد و چشمه عشق در وجودش ساخته خواهد شد، وگرنه همه عمر تشنه محبت خواهد بود.

دلبستگی در کودکان

مطالعات نشان می دهد تنوع فرهنگی، نقش پر رنگی در ثبات دلبستگی نوپایان دارد. به گونه ای که رفتار نوپایان تا حد زیادی تابع پیامدهای اعتقادات، ارزش های اجتماعی و آداب و رسوم فرهنگی خانواده ی خود او است. اما کودک از ۱۸ تا ۲۱ ماهگی دچار نگرانی، اضطراب و دلبستگی نسبت به والدین است و این روند طبیعی رشد اوست. کودک ترس از غریبه را دارد و افراد آشنا را می تواند بپذیرد ولی غریبه را نه.

نوع دلبستگی و وابستگی که کودک با والدین خود دارد به مقدار زمانی که والدین با کودک خود می گذرانند، سرشت کودک، وضعیت خانوادگی و چگونگی تربیت و مراقبت والدین باز می گردد.

  1. در ماه های اول زندگی، کودک با ثبات باشد. مدام بچه از این بغل به آن بغل نرود.
  2. رفتن به مسافرت و جاهای خیلی شلوغ را کمتر کنید.
  3. ترجیحاً فقط مادر مسئول نگهداری کودک باشد.
  4. مادر یا پرستار کودک در حین رفتن از پیش بچه خداحافظی کند.
  5. از 16 ماهگی یک بچه همسال باید باشد تا با هم بازی کنند. اینگونه بچه یاد می گیرد که می شود با بقیه ارتباط برقرار کند.

در کل وابستگی که کودک با والدین خود دارد به چهار نوع دسته بندی می شود:

دلبستگی ایمن: زمانی است که فرزند جز والدین خود شخص دیگری را به عنوان مراقب خود نمی تواند بپذیرد. وقتی که والدین وارد اتاق او می شوند، او از مادر خود استقبال می کند. از حضور آن ها پیش خود خوشحال است و کلاً با وجود مادر خیالش راحت است و وجود او را به حضور یک غریبه یا غیر مادر ترجیح می دهد. این نوع دلبستگی کاملاً در کودکان و نوپایان طبیعی است.

دلبستگی دوری جو: این نوع دلبستگی زمانی است که بود و نبود والدین در کنار فرزند اهمیتی نداشته باشد. از غیبتشان ناراحت نمی شود و اصلاً حضور یک غریبه ی جایگزین والدین برایش سخت نیست. دلیل این رفتار به والدین بر می گردد که یا وقت کمتری را با فرزند خود سپری می کنند یا تعامل کودک با خود را پس می زنند و یا حاضر به برقراری ارتباط با فرزند نوپای خود نیستند. البته ممکن است والدین، خیلی او را کنترل کرده و زیر ذره بین کنترل خود گرفته اند تا این حد که فرزند آن ها، دلبستگی دوری جو و جدایی طلب را از خود نشان میدهد. درصورت فقدان هرکدام از دلایل فوق، واکنش او به این امر یک مسئله ی سرشتی در کودکتان است.

وابستگی مقاوم: این نوع دلبستگی به این صورت است که در موقعیتی نا آشنا، مدام به والد خود می چسبند و اگر مادر از از او دور شود و پس از بازگشت مجدد والد، رفتار کتک زدن را از خود بروز می دهند و به راحتی هم نمی توان او را ساکت و آرام کرد. این کودکان از ارتباط گرفتن با دیگران می ترسند و کمتر تمایل دارند در فضاهای نا آشنا و در کنار افراد غریبه، حاضر شوند.

البته درباره ی این موضوع باید بررسی شود آیا سرشت کودک و یا فرهنگ خانواده بدین گونه بوده یا این مسئله توسط محیط و عوامل بیرونی، تقویت شده است؟

وابستگی آشفته: این گونه دلبستگی ها پر از رفتارهای ضد و نقیض اند. به صورتی که گاهی رفتار وابستگی مقاوم از خود نشان می دهند. گاهی ایمن اند و گاهی نیز بی تفاوت و دوری جو می شوند. گاهی با نبود والدین گریه می کنند، گاهی افسرده می شوند و کلاً پیش بینی خاصی از دلبستگی آن ها در یک زمان خاص نمی شود کرد. این گونه آشفتگی کاملاً از رفتار و عکس العمل آن ها در موقعیت های مختلف مشخص است. دلیل این نوع دلبستگی آشفته، نبودن احساس امنیت در کودک است که باید آن را ریشه یابی کرد.

برای اینکه کمی از دلبستگی افراطی کودکتان به خود را کاهش دهید می توانید از بازی قایم موشک، دالی بازی، از شیر گرفتن به موقع کودک، جدا کردن تختخواب و بیشتر ارتباط داشتن با خانواده ها را به کار ببرید.

بغلی شدن کودک

کودکان زیر دوسال دوست دارند تماس پوست به پوست با مادر خود داشته باشند و از این کار آرامش می گیرند. این تماس پوست به پوست در سنین بالاتر نیز صادق است. به خاطر همین هر وقت کودک گریه می کند مادر با در آغوش کشیدن او، کودک دلبند خود را آرام می کند. اما بعد از یک مدت کودک شرطی می شود. برای گرفتن این آرامش همیشه گریه می کند تا مادر او را بغل کند. وقتی کودک یاد بگیرد بعد از هر گریه آرامش آغوش به ارمغان می آید، پس به بغل وابسته می شود.

بهترین کار این است که والدین در نگهداری از کودک ابتدا مدیریت درست داشته باشند؛ وظایف را بین خودشان تقسیم کنند و از اطرافیان نیز کمک بگیرند. نگرانی هایی که مخصوص بچه های اول دیده می شود، باعث می شود که والدین خیلی خودشان را آزار بدهند. مثلاً والدینی که از راه می رسند و مرتب کودک را بغل می کنند، باعث می شوند بچه هم بغلی شود و هم وابسته؛ که در صورت ادامه دار شدن می تواند به بزرگسالانی وابسته تبدیل شود.
برای اینکه کودک را ترک دهیم راهکارهای متعدد وجود دارد. یکی این است که محبت شما به او شدت و ضعف نداشته باشد. همیشه به صورت مداوم به او عشق بورزید.

راه دوم گول زدن است. بچه ها خیلی راحت گول می خورند و ما می توانیم به راحتی آن ها را با هر کار کوچکی مشغول کنیم. مثلاً برای تشویق کودک به راه رفتن می توانید با او مسابقه دهید. کافی است که انرژی بگذارید و کلام خود را با هیجان و لحن مناسبی بیان کنید تا کودک گول بخورد. اما یادتان باشد در آغوش كشيدن كودك تا وقتي كودك تمايل دارد (تمایل کودک نه تمایل والدین) هرگز كودك را بغلي نمي كند. اینکه والدین دلشان برای کودکشان تنگ شود و به زور او را در آغوش بکشند فرق دارد تا اینکه کودک دلش آغوش والدین را بخواهد.

ترس در کودک

نکته ی قابل توجه در این مبحث این است که ترس کودک از همین دوران کم کم شروع می شود. آگاهی و شناخت نسبت به اطراف و اشیاست که ترس را کاهش می دهد. مثلاً جانور شناس ها که از ویژگی های هر حیوان مطلعند هرگز از یک سوسک یا موش نمی ترسند! کودک می ترسد چون هنوز دنیا را نمی شناسد و تازه شروع به کشف می کند.

اولين قدم تأیید ترس كودك است. «مي دونم مي ترسي» اين جمله مهر تأیید بر احساس كودك است. هرگز احساس كودك را نفي نكنيد. با کودک در مواقع ترس همدردی کنید به او نگویید: «این که ترس نداره». از او مطلب ترسناکی که او را ترسانده بخواهید و دلیل این رویداد را برایش شرح دهید. برایش از علت علمی هر ترس بگویید.

مراقب بحث ها و گفتگوهایی که کودک به طور غیر مستقیم شنونده ی آن هاست، باشید (نگرانی از مرگ، وقایع طبیعی و غیر منتظره و...).کودک نوپا حتی اگر رو در روی شما نباشد به خوبی حرف هایتان را می شنود.

یادمان نرود که ترس نیز مرحله ای از رشد کودک است و بعد از طی کردن فرایندهای روحی جایگاه خود را می یابد. كودكاني كه بيشتر از بقيه كودكان مي ترسند مي توانند زمينه ارثي وسواس يا اضطراب را داشته باشند. فقط یادتان بماند که كودك را به بهانه ترس هرگز به رختخوابتان نياوريد.

محبت افراطی به نوپا

اگر در 14 ماه اول کاملاً به خواسته کودک رسیدگی بشود، کودک اعتماد به نفس خوبی پیدا می کند. عده ای از والدین تصور می كنند كه باید تمام نیروی خود را در راستای به انجام رساندن خواسته ها و تمایلات فرزندانشان صرف كنند كه این اقدام علاوه بر اینکه نتایج مطلوبی را به دنبال نخواهد داشت بلکه در آینده باعث ازبین رفتن اعتماد به نفس و استقلال او می شود. این گونه کودکان لوس و از خود راضی بار می آیند. چون كودكی كه همیشه پدر و مادر خویش را تسلیم خواسته های خود دیده، شخصیتی دیكتاتور محور دارد. از همه توقع اطاعت دارد؛ در حالی که دیگران تعهدی نسبت به او ندارند بنابراین زود از همه دلگیر می شود. احساس می کنند در جامعه پذیرش ندارند. به همین خاطر است كه این كودكان در نبردهای زندگی خیلی زود، شكست می خورند. تعريف و تحسين نا به جا هم به حرمت نفس كودك آسيب می زند. به اندازه از موفقيت و كار فرزندتان تعريف كنيد.

طبق یک ضرب المثل معروف: از محبت خارها گل می شود. کلید موفقیت در تربیت صحیح فرزند دلبندتان نیز محبت است. هیچ کدام یک از توصیه های بالا بدون محبت عملی نخواهد شد. اما هیچ وقت نباید از آن طرف بام افتاد. محبت افراطی کودک را دچار بحران شخصیتی شدیدی در آینده خواهد کرد. کمبودهای کودکی خودتان را برای فرزندتان جبران نکنید.

بی محبتی به کودک

فقدان محبت نیز زمینه ساز ابتلا به مشكلاتی از قبیل بی اشتهایی، بی خوابی، فریاد زدن و جیغ كشیدن در هنگام خواب، ترک كردن رختخواب در روز و شب، تقلیدهای بی مورد، ادا و اطوارهای بی مورد برای نمایاندن خود، باعث ایجاد انواع اضطراب ها، تشویش، عصبانیت، نارضایتی، احساس انزوا، تندخویی و بداخلاقی می شود.

بسیاری از دختران و پسرانی كه در سنین نوجوانی دچار انحرافات اخلاقی و آسیب های اجتماعی می شوند، افرادی هستند كه در كودكی با كمبود محبت از جانب والدین خویش، مواجه بوده اند.

کمک بیش از حد به کودک

اگر والدین به خاطر هر کار کوچکی که فرزندشان دارد (از جا بر خواستن، پوشیدن لباس، غذا خوردن، انجام بازی و...) به او کمک کنند این پیام را به صورت ناخودآگاه به او می دهند که تو عرضه ی هیچ کاری را نداری و باید وابسته ی من باشی. تو کودک نالایقی هستی و توان مبارزه نداری. این گونه والدین در آینده با شخص بی مسئولیتی رو به رو خواهند شد و قطعاً مشکلات عدیده ای پیدا خواهند کرد. به جای این، به کودکان خود یاد دهیم که چالش ها را تحمل کرده و با آن ها مبارزه نمایند.

کودک خجالتی

معمولاً کودکان خجالتی در ارتباط برقرار کردن و بیان احساسات خود ضعیف هستند. ابتدا والدین باید بدانند که وقتی می بینند کودکشان در برابر دیگران خجالت می کشد سریع به او برچسب خجالتی نزنند؛ زیرا در این موارد او حس می کند که یک چیز غیر طبیعی در وجودش است و موجب شرمندگی والدینش می شود.

هنگام خجالت کشیدن او، بهترین کار این است که با مهربانی انتظار خود را از وی بازگو کنید. او را به زور وادار به آشنایی با دیگران و محیط نکنید. هیچ گاه به او نگویید «خجالت نکش» حتی اگر این رفتار او گذرا باشد با القای ما به آن ها خجالت می کشد. با اشتباهات فرزندتان برخورد درست داشته باشيد. اشتباه كردن لازمه يادگيري و پيشرفت در كودكان است. تمسخر، سرزنش، تهديد و تنبيه به يادگيري به حرمت كودك خدشه وارد مي كند.

برای اینکه کودکمان خجالت نکشد باید ابتدا از کسی شروع کنیم که کودک از او خجالت نمی کشد. این شخص عموماً مادر است که کودک به او اعتماد دارد. مادر می تواند با استفاده از عروسک، بازی و قصه گویی خجالت را از کالبد بچه بیرون و به او آرامش را هدیه دهد.

روش دیگر این است که به او مسئولیتی را بدهید. مثلاً در امورات زندگی از او نظر بخواهید یا او را با خود به خرید ببرید و بگویید انتخاب کند. در زمانی که فرزندتان از خود یک رفتار اجتماعی بروز داد او را تشویق کنید اما همیشه به او برچسب خجالتی نزنید. اگر کودکتان بداند، همین طور که هست بسیار دوست داشتنی است، اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت. کودکتان را به آرام بودن دعوت نکنید.

حس خجالت يعني من بد هستم و مردم اطرافم انسان هايي بد هستند كه آماده صدمه زدن به من می باشند. اين حس، يك آسيب كودكيست. چون در سه سال اول زندگي از ما ايراد گرفتند و من به اين نتيجه رسيدم: «من بدم و دنيا جاي بديه» وقتي شرم و خجالت و اضطراب در هم گره مي خورد، حرمت نفس انسان را پايين مي آورد كه بزرگترين مسئله همه مردم دنياست و دليل آن به سه سال اول زندگي ما برمي گردد كه مجبور شديم با ترمز رواني زندگي كنيم.

کودک لجوج

لجبازی در کودکان چیست؟ لجبازی در کودک کاملاً طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آن هاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آن هاست که محدودیت ها را برای آن ها مشخص کند. اینجاست که والدین ممکن است دچار مشکل و رفتار مقابله ای یا شکست شوند.
لجبازی نوعی رفتار مقابله ای در كودكان می باشد كه معمولاًً والدین در مقابل آن رفتارهای مختلفی را نشان می دهند. و در اکثر مواقع با شكست رو به رو می شوند. از ایجاد رفتارهایی كه منجر به لجبازی در كودكان می شود، تاحد ممكن اجتناب کنید. چرا كه این شما هستید كه بازنده خواهید بود.
در ابتدا باید این حرکت کودک را ریشه یابی کرد و سپس راهکار صحیح برخورد با آن را پیاده نمود. جهت انجام این تکنیک بهتر است از این جمله استفاده کنیم: «اگر تونستی، این کار را بکنی؟!» در این مواقع اگر نیاز کودک به جلب توجه ریشه ی حرکت ناپسندش باشد سریع فعالیت دلخواه شما را جایگزین می کند.

مطالعات نشان می دهد که اگر به کودک چیزی را مدام بگویید او هم شروع به مخالفت با شما می کند. در حالی که اگر بعد از یکبار گفتن ادامه ندهید کودک هم آن را رها خواهد کرد. به عنوان مثال، وقتی روی میز می زند اگر یکبار به او بگویید که «نزن پسرم» فوقش دو بار می زند و بعد آن را کنار می گذارد ولی اگر بگوییم «نزن، نکن، من به تو نگفتم و...» کودک شروع به لجبازی می کند و آن را ادامه می دهد.
علت این لجبازی کودک به دلیل تفسیر و تعبیری interpretation است که روی حرف والدینش می گذارد. پس لجبازي يك رابطه دو طرفه است. یادتان باشد درخواست های شما از کودک باید منطقی باشد. کودکان لجباز احساس می کنند، یکی باید برنده شود و دیگری باید ببازد. برای چنین موقعیتی،‌ طرز فکر برنده ـ برنده، بهترین راه حل است. در واقع هرچه برخورد شما با اشتباهات فرزند زیر سه سالتان مستقیم تر باشد، نافرمانی های او هم بیشتر می شود.

توجه داشته باشیم که شاه کلید دیسیپلین خانوادگی نظم و ارتباط صحیح، و برقراری رابطه عاطفی و انسانی است. والدین می توانند آن قدر به یکدیگر و کودکشان مهر بورزند که یک گوشه چشم و خم ابروی آن ها، برای کودک از تنبیه بدتر باشد و یا با محبت بی شائبه حرف خود را به کرسی بنشانند. در اصل کودکان گدای محبت اند. فراموش نشود لجبازی كودك یك‌ روزِ شكل نمی گیرد و یك‌ روزِ هم برطرف نمی شود.

استفاده از رژیم غذایی صحیح می تواند در رفع لجبازی کودک مؤثر باشد. مصرف بیش از اندازه سردی ها، تنقلات، کاکائو، نمک و سرکه باعث تحریکات عصبی کودک و تماشای تلویزیون و بازی های رایانه ای بیش از یک ساعت در روز باعث تشکیل امواج مخرب در مغز کودک و عصبانیت او می شود. کم خوابیدن کودک نیز باعث افزایش لجبازی می شود، خواب شب مهم تر از خواب روز است چون در خواب روزانه عواملی نظیر نور و صدا باعث بر هم خوردن ریتم خواب می شود و کودک با وجود خواب زیاد، پس از بیداری آرامش ندارد.
درباره لجبازی های شدید کودکان که گاه به صورت گریه های طولانی و کبودی لب ها و واکنش های غیر عادی خود را نشان می دهد، بررسی امواج مغز کودک و مراجعه به روان پزشک و روان شناس کودک ضرورت دارد.

آموزش

علم آموزی

 

در كشورهاي صنعتي و توسعه يافته بيش از ۸۰ درصد كودكان زير هفت سال تحت پوشش آموزش غيرمستقيم هستند. درحالي كه در كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته اين رقم پايين است. در ايران ۵ درصد از كودكان زير ۷ سال، تحت پوشش آموزش غيرمستقيم هستند. طبق برآورد، هزينه هايي كه جامعه براي يادگيري رفتار سالم و پيشگيري از كج روي هاي اجتماعي، بزهكاري، هماهنگي و سازگاري جوان با خانواده و جامعه و... در سنين بالا مي پردازد ۷ برابر هزينه ايي است كه براي همين آموزش ها در كودكان پيش دبستاني صرف مي شود.

هر يك دلار سرمايه گذاري در سنين كودكي بازدهي معادل هفت دلار سرمايه گذاري در سنين بالاتر را دارد. متأسفانه در جهان سوم تنها زماني مسأله و مشكل به صورت بحران بروز مي كند، سرمايه گذاري براي آن انجام مي شود و اينجاست كه هزينه انجام عمل بسيار بالا مي رود.

1ـ مشتاق کردن کودک به مدرسه

بازی، بهترین راه حل برای نهادینه کردن اشتیاق به مدرسه برای کودک نوپا است. مثلاً يك گوشه از اتاقش را به يك جور محل درس خواندن تبديل كنید، برايش گچ و تخته سياه بخرید، عروسك هايش را به خط كنید و بگویید اين ها شاگردان تو هستند. با او مدرسه بازی کنید و به عروسک هایش درس بدهید، درس بپرسید و هر کاری که می دانید در مدرسه انجام می شود. از او بخواهید که با عروسک هایش مدرسه بازی کند. این بازی علاوه بر اینکه می تواند یک پی ریزی برای سال های مدرسه ی کودک باشد، بازی مناسبی هم برای خانه های آپارتمانی است که با مشکل کمبود مکان برای بازی بچه رو به رو هستند.

2ـ مهدکودک

در مهد کودک ها ساعاتی را به آموزش فرزندتان اختصاص می دهند و به علاوه انضباط حاکم بر مهد به فرزندتان نظم را نیز می آموزد. حضور در فضای مهدکودک بستری را فراهم می آورد که با بزرگسالانی غیر از والدین در ارتباط باشند و رابطه ی اجتماعی آنان از این طریق تقویت می شود.

برای انتخاب یک مهد کودک خوب باید به مقدار تحصیلات مدیر و مربی های مهد و هم چنین فضای مهد دقت داشت که عاری از هرگونه وسایل خطرناک باشد. محیط مناسب و وسایل بازی استاندارد داشته باشد.

با همه ی این تفاسیر که بر شمردیم اصلاً توصیه نمی شود کودک زیر دو سال به مهد کودک برود. بهتر است فرزندتان تا سه سالگی نزد شما و درخانه بماند؛ مگر اینکه دیگر چاره ای نباشد.

3ـ یاد دادن اعداد

  1. هربار که با کودک بازی می کنید یا وقت می گذرانید اعداد را به صورت موسیقی برایش بخوانید.
  2. برایش تعداد هر چیزی را بگویید. به عنوان مثال بگویید: «دوتا جوراب قرمز داری» یا «10تا کشمش خوردی»
  3. برایش اسباب بازی هایی را بخرید که عدد روی آن ها نوشته شده باشد مانند انواع لوگو و پازل.
  4. هروقت که با کودکتان به خرید یا پارک یا تفریح می روید اگر جایی عددی را دیدید به او نشان دهید. و آن عدد را به او معرفی کنید.
  5. هربار که کودک شروع به شمارش کرد یا عددی را تشخیص داد او را تشویق کنید حتی اگر اشتباه گفت.

خواب

اکثر نوپایان ۱ تا ۲ ساله در طول شبانه روز به ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب نیاز دارند. به علت رشد مغز در این سنین، کم خوابی برای این کودکان خیلی مضر است. خواب کافی و به موقع به بهبود حافظه و هوش فرزندتان کمک می کند. همیشه به خاطر داشته باشید که مکانیسم منظم بدن در سنین حساس، باید مرتب سپری شود.

1ـ جدا کردن جای خواب کودک

یكی از نتایج منفی جدا نكردن اتاق كودك از والدین، وابسته شدن بیش از حد كودك به والدین و کند شدن رشد شخصیت در آن هاست. هيچ بچه ايي قرار نيست بدنش به کس ديگر در وقت خواب بچسبد. اگر فرزندانتان در يك اتاق مي خوابند حتماً بايد رختخواب جدا داشته باشند. برخی از کودکتان دو ساله عادت دارند مادرشان باید حتماً بالای سرشان باشد تا خوابشان ببرد. دلیل این رفتار و عادت خود مادر است.
برخی از روان شناسان سنین 6 ماهگی تا یک سالگی را سن مناسب برای جدا کردن تخت و اتاق کودک می دانند. اما به دلیل حساسیت ویژه جسمی نوزاد در این سنین مادر ترجیح می دهد حداقل تا یک سالگی کودک را در کنار خود بخواباند. اما هر چه این جدایی زودتر صورت بگیرد، این کار راحت تر خواهد بود.

زمانی که کودک شروع می کند از تخت بالا رفتن یا قدی بیشتر از 90 سانتی متر پیدا کرد دیگر وقت عوض کردن تخت اوست. عموماً حوالی دو تا سه سالگی این اتفاق رخ می دهد. در آن زمان است که باید از کودکتان بخواهید که خودش به خواب رود. کم کم یاد می گیرد که خودش چگونه بخوابد.

البته این رخداد یک شبِ اتفاق نمی افتد. نباید توقع داشته باشید کودکی که تا الان کنار والدین خود می خوابید یک شب جای خوابش تغییر کند. ابتدا با فاصله های کم شروع کنید. مثلاً اول جای خواب کودک را با خودتان فاصله دهید. بعد تختی را برایش تهیه کنید و او را در آن قرار دهید. سپس فاصله ی تخت را از خودتان دور کنید. تا جایی که برایش توضیح دهید که وقت جدا شدن اتاق اوست.

می توانید شب ها ده تا سي دقيقه قبل از خواب با خواندن یک کتاب داستان و دراز کشیدن در کنارش او را همراهی کنید وقتی که کم کم به انتهای قصه می رسید به او بگویید که دیگر وقت خوابیدن است و باید بخوابد. از خواندن داستان های هیجانی و پر تحرک و ترسناک خودداری کنید. سپس او را ببوسید و به اتاق خود بروید.

ارتباط عاطفی با کودک خود را در هر حال حفظ کنید و به او اطمینان دهید که شب ترس ندارد و هر موقعی که اراده کند شما در کنار او حضور می یابید. برای آرام کردن او می توانید از عروسک های پشمالوی بزرگ استفاده کنید. عروسک های پشمالو به کودک دلبندتان حس آرامش می دهد.

اگر شبی احتیاج داشت که شما پهلوی او بخوابید این کار را برایش انجام دهید. اما اگر گاهی نصف شب ها به اتاق شما آمد و خواست که در کنار شما بخوابد او را با ناز و نوازش به اتاق خودش همراهی کنید و در کنارش بمانید تا خوابش ببرد. اگر فقط یک شب تن به خواسته ی او دهید تمام زحماتتان به باد خواهد رفت و کودکتان برای همیشه از شما توقع دارد که درکنار شما بخوابد. یادتان باشد که اگر کودکتان مریض بود یا نیاز به این داشت که تا صبح در کنار او بخوابید شما به اتاق او بروید نه اینکه او را به اتاق خود بیاورید. دربین راه نیز او را دعوا نکنید که چرا پا به اتاق گذاشته است. به کودک خود از همان ابتدا یاد دهید که اتاق والدین یک اتاق خصوصی است.


2ـ بیدار کردن کودک از خواب

برای بیدار کردن فرزندتان، از راهکارهای زیر استفاده کنید:

  • کنار بستر او بروید و از نزدیک بیدارش کنید. او را از دور صدا نزنید و داد و فریاد نکنید. چون با این کار به او شوک عصبی وارد می شود.
  • از واژگان عاطفی( پسرم، دخترم، عزیزم، جانم و...) برای بیدار کردنش استفاده کنید.
  • او را به تدریج بیدار کنید. برای این کار، 15 دقیقه پیش از زمانی که می خواهید از خواب برخیزد، او را 3 بار با فاصله های 5 دقیقه بیدارکنید.
  • برخی کودکان برای بیدار شدن به تحریک فیزیکی نیاز دارند؛ بنابراین او را به آرامی ماساژ دهید. اما اگر بهانه گیری کرد توجه چندانی به آن نشان ندهید.
  • کودک خود را هنگام دیدن رویا از خواب بیدار نکنید. نشانه ی این حالت، حرکت چشم ها است. انسان ها به طور متوسط 5 تا10 بار خواب می بینند که این خواب ها کوتاه مدت است؛ پس می توانید چند دقیقه صبر کنید و پس از اتمام رویا او را بیدار کنید.
  • برای بیدار کردن کودک، هرگز از زور استفاده نکنید چرا که لجبازی خواهد کرد.

غذا

اول اینکه بدانید کودک نهایتاً تا 10 دقیقه می تواند یک جای ثابت بنشیند. کودک به غذاها ناخنک می زند و با دست آن را می گیرد و می خورد و در اولویت کودک بازی و ریخت و پاش با غذاست نه سیر شدن. برای اینکه بخواهید کودکتان خوب غذا بخورد، محیط آرامی برایش فراهم کنید وگرنه با کوچکترین محرکی حواسش پرت خواهد شد. غذایش حتماً گرم باشد. کودک به غذای سرد میلی ندارد. هیچ وقت به کودکتان اصرار نکنید که غذا بخورد چون مستقیم بر روحیه و اشتهایش تأثیر دارد. غذا باید در وعده های غذایی منظم باشد. در غیر این صورت در همان سنین اولیه ی حیات کودک دستگاه هاضمه ی او دچار چالش خواهد شد.

1ـ عدم علاقه کودک به غذا

اگر می خواهید بفهمید کودکتان کم غذاست به کارت رشدش مراجعه کنید. همه نوزادان موقع ترخیص از بیمارستان صاحب یک کارت رشد می شوند که همه اطلاعات مربوط به تولد، نوبت واکسيناسيون ها و ميزان طبيعی رشد کودک تا 9 سالگی اش در این کارت ثبت می شود. البته تشخیص عدم رشد به عهده ی پزشک هست.

اگر می خواهید کودکتان را به غذایی که دوست ندارد علاقه مند کنید به توصیه های زیر توجه کنید.

  • لازم نیست همیشه کودک شما با اشتها تا انتهای غذای خود را بخورد.
  • كودك تا سه سالگي قرار نيست آداب غذا خوردن را ياد بگيرد.
  • جز در موارد پزشكي، در غذا خوردن کودکتان دخالت نکنید. پدر و مادر از صحنه غذاي كودك بايد كاملاً خارج شوند. جهاز هاضمه كودك مثل جهاز هاضمه حيوانات است. هيچ حيواني نياز به آموزش ندارد.
  • بد غذاترين كودك اگه آزاد گذاشته شود؛ ظرف يك هفته درست غذا خواهد خورد. غذاي خوبي كه درست مي دانيد را جلویش بگذاريد. ديگر به كي و چگونه خوردنش كاري نداشته باشيد.
  • به کودک و تمایلاتش احترام بگذارید. اجبار و تهدید همیشه نتیجه ی عکس می دهد... بسیاری از بزرگترها هنوز از غذاهایی که در کودکی مجبور بودند بخورند، متنفرند.
  • به بچه باج ندهید. مثلاً نگویید «اگر غذایت را بخوری برات جایزه می گیرم».
  • التماس، کودک را در موضع قدرت قرار می دهد تا شما را کنترل کند.
  • لازم نیست بچه ها همه غذاها را دوست داشته باشند ولی باید همه غذاهایی را که می پزید، بچشند و امتحان کنند.
  • نیم ساعت قبل از شام و ناهار وقت میان وعده نیست.
  • خلاقیت داشته باشید و غذای کودک را آرایش کنید. اگر می دانید بعضی از غذاها را دوست ندارد آن غذا را برایشان تزیین کنید و به اشکال مختلف مثل هواپیما جوجه و... در آورید.
  • موقع خرید مواد غذایی از کودکتان نیز کمک بگیرید.
  • خودتان همیشه با اشتها غذا بخورید؛ زیرا که کودک عادات غذایی اولیه را از پدر و مادرش می آموزد.
  • کودکتان را تشویق به خوردن غذا کنید.
  • همیشه کمی از مقدار مختلفی از غذاها را باهم در ظرفش بکشید و جلویش بگذارید. و اگر می بینید به غذا ناخونک می زند اصلاً نگران نباشید.
  • کودکان از پخش کردن غذا روی زمین و ریخت و پاش لذت می برند. آن ها علاقه دارند بدانند که غذایشان کجا می افتد. با این کار آن ها حس می کنند که کنترل بر روی محیط اطرافشان دارند.

2ـ از شیر گرفتن

شاید روزهای اول که تصمیم به از شیر گرفتن نوپا دارید، روز های سختی باشد. علاوه بر بی قراری کودک درد و تورم سینه ها هم به آن اضافه می شود.

کودک شما در این موقعیت که می فهمد که دیگر خبری از در آغوش رفتن مادر نیست شروع می کند به رفتارهای لجوجانه که توجه مادر را به خود جلب کند تا شاید مادر از موضع خود کوتاه بیاید. شاید گریه ها و بهانه گیری های بی وقفه ی کودکتان شما را وادار به این کند که برای ساکت شدنش شروع به شیردهی کنید. اما به خاطر داشته باشید که این راه حل مسئله نیست.

حس اضطراب جدایی از والدین در روند رشد کودک طبیعی است. كودك انسان زودتر از تمام جانداران و ناقص به دنيا مي آید. اما تنها يك مهارت دارد و آن مكیدن است كه برای نوزاد آرامش، امنيت، لذت، درد و نيروي جنسي را در خود دارد. حالا اگه روزي دو تا چهار ساعت كودك مك بزند، انرژي رواني او كاملاً ارضا مي شود و بعد از چهارده ماهگي وارد مرحله بعد خواهد شد. ما چیزی داریم به نام خطر تثبيت دهاني، یعنی قسمتي از انرژي براي همه عمر در دهان باقي مي ماند. لذت جنسي در دهان به صورت سنگين باقي خواهد ماند و نوزاد وابسته و متوقع خواهد ماند. در وقت عصبانيت بد دهان می شود. زمينه اعتياد به سيگار و الكل بسيار بالا خواهد رفت. كودك وقتي تثبيت دهاني شود؛ مضطرب خواهد شد حتی وقتي آرام است ناخن ميجود، یا کارهایی شبیه به این انجام می دهد.

مهم اين است که گرفتن شير از كودك، كمتر از دو هفته و بيشتر از شش هفته طول نكشد و كودك به راحتي و بدون خشم و قهر اين كار را بكند.

  1. بهترين راه آشنا كردن كودك با غذاهاي ديگر مخلوط با شير مادر است.
  2. آهسته آهسته يك يا دو وعده از شير كودك كم كنید و شير خشك يا شير ديگری را که کودك تمايل دارد جايگزين كنید.
  3. مادر مي تواند روزها شير خود را بدوشد و تنها شب ها به كودك خود شير دهد.
  4. بهتراست آهسته آهسته و ٥ درصد ٥ درصد آب به شير كودك اضافه كنید و سوراخ شير كودك را گشاد كنید تا كودك در زمان كمتري شير را بخورد و زیاد مک نزند.
  5. کم کم ليوان هاي جالب و كوچكي برایشان بخريد تا با آن بازي كند و به دهان ببرد. اینگونه كم كم ياد می گيرد تا از ليوان شير بخورد.
  6. در آغوش گرفتن فرزند و محبت بی وقفه به او می تواند حواسش را از این مسئله، که دیگر خبری از آغوش مادر نیست پرت کند

آموزش توالت رفتن

  • به طور کلی کودک از سن یک سالگی پر بودن مثانه ی خود را تشخیص می دهد.
  • سن آمادگی به توالت رفتن کودک نیز حوالی دو سالگی است. کودک دیگر باید از این سن بیاموزد که چگونه توالت برود. اما هیچ عجله ای در این کار نیست. شما کم کم آموزش توالت رفتن را به او بیاموزید و بدانید هیچ کسی با پوشک وارد مدرسه نشده.
  • از روش تنبیه استفاده نکنید. این امر موجب جنگ بین قدرت والدین و کودک می شود.
  • این آموزش ابتدا نیازمند آمادگی روحی شماست. سرو کله زدن با کودک و به صورت مداوم، بردن و آوردن او به سرویس بهداشتی کاری وقت گیر و حوصله بر است. بنابراین اگر در فشار روحی اعم از جابجایی منزل، متارکه، به دنیا آوردن فرزند جدید، از شیر گرفتن کودک، تغییر شرایط محیط و... هستید فعلاً از این کار صرف نظر کنید. تأخیر در آموزش توالت نیز کار شما را با مشکل جدی رو به رو می کند.
  • ابتدا یک لگن بامزه که مخصوص اجابت مزاج کودکان است تهیه کنید. آن لگن را در گوشه ی حمام یا دستشویی جایی که هر روز آن را ببیند بگذارید. بالأخره توجه او به لگن جلب خواهد شد در این لحظه باید به او لگن را معرفی کنید و به بگویید که این لگن برای اوست و چرا این لگن خریداری شده است.
  • تا یک هفته با لگنش بازی کنید و سپس انتظاری که از او بابت کنترل ادرار و مدفوعش دارید را به وضوح بیان کنید.
  • ابتدا از آموزش عمل دفع آغاز کنید، زیرا فرصت کافی برای اعلام دارد. زمان دفع به طور معمول، 2 یا 3 بار در روز، بعد از غذا یا پس از خواب است.
  • وقتی اعلام اجابت مزاج می کند با چهره­ای آرام و شاد و بدون شتاب به سویش بروید تا احساس نکند برای شما دردسر ایجاد کرده است زیرا ممکن است برای پرهیز از ایجاد دردسر عمل دفع را اعلام نکند.
  • مرتب شلوارش را کنترل کنید و اگر شلوارش تمیز بود به او پاداش دهید.
  • اگر کودک به طور اتفاق شلوارش را خیس یا کثیف کرد، سر و صدا راه نیندازید و اتفاق را نادیده بگیرید.
  • اگر تا 5 دقیقه بعد، عمل دفع را انجام نداد. اجازه دهید برخیزد و ساعتی بعد آن را تکرار کنید. اگر چند لحظه پس از برخاستن از روی لگن عمل دفع را انجام داد عصبانی نشوید و آن را به حساب لجبازی او نگذارید. احتمال دارد یبوست، سبب تأخیر در دفع شده یا این عمل برای جلب توجه باشد.
  • برای سهولت و شیرین تر شدن فرایند آموزش می توانید از زبان شعر، داستان و کتاب های رنگی رنگی برای کودک خود استفاده کنید.
  • یکی دیگر از راهکارهایی که می تواند خیلی مؤثر باشد کمک گرفتن از عروسک است. مثلاً بگویید: «عروسک کوچولو جیش داره باید بره دستشویی» او را به دستشویی ببرید و از کودکتان خواهش کنید شما را همراهی کند. همین گونه سناریویی برای ماجراهای کودک و عروسک تهیه کنید.
  • محیط دستشویی را کودکانه طراحی کنید. عروسک های متعددی در حمام و دستشویی بگذارید تا کودک شما به خاطر میل به بازی هم که شده ترسی از سرویس بهداشتی نداشته باشد.
  • طول مدت آموزش از یک هفته تا شش هفته متغییر است. در این مدت چه کمتر و یا چه بیشتر باید صبوری به خرج دهید.
  • هر بار کودکتان موفق به کنترل خود می شود او را به شدت تشویق کنید. حتی از موفقیت های او در بین دوستان و فامیل هم با افتخار بگویید تا فرزند دلبندتان تشویق شود.
  • در طول مدت آموزش به هیچ عنوان از خشونت و یا روش های خشن استفاده نکنید.
  • اگر تا حداکثر 2 ماه موفق نشد و مقاومت کرد معلوم می شود وارد جنگ قدرت با مادر شده است، بنابراین برای مدت 4 تا 6 هفته او را رها سازید و پس از این مدت دوباره آغاز کنید.

بی اختیاری ادرار در فرزند شما دلایل متعددی می تواند داشته باشد.

1ـ عدم تکامل سیستم عصبی و اسفنکتر خارجی پیشابراه.

2ـ عدم تکامل سیستم هورمونی نوپا.

3ـ شرایط روحی و ژنتیکی.

به یاد داشته باشید که برای از پوشک گرفتن کودکتان نباید حساسیت زیادی به خرج دهید. چون او به حساسیت شما، به عنوان یک نقطه ضعف می نگرد.

  • ابتدا برای فرزندتان توضیح دهید که ادرار و مدفوع از کجا آمده است و جزئی از بدن او نیست و باید دفع شود. سپس زمان هایی که گوشه ای کز می کند و مشغول اجابت مزاج است و شما می توانید حدس بزنید که چه اتفاقی دارد برایش می افتد می توانید پیشش بروید و به او بگویید نام این کاری که می کند چیست.
  • در زمان های مشخصی (بعد از بیدار شدن از خواب، قبل از به خواب رفتن، قبل و بعد از حمام رفتن، بعد از غذا خوردن و...) کودکتان را به دستشویی ببرید و روی لگن مخصوصش بنشانید.
  • در صورت شکست آموزش، به هیچ عنوان شما حق استفاده از تنبیه را ندارید. زیرا کودک شما از شکم مادر اختیار توالت رفتن خود را نداشته. ماهیچه های او به تازگی توانایی یادگیری کنترل ادرار و مدفوع را دارند.
  • اگر نگران نجس شدن خانه ی خود توسط فرزندتان هستید می توانید از شرت های مخصوص آموزش توالت استفاده کنید. این شرت ها در سیسمونی ها به فروش می رسد. درهنگام شب نیز، زیر تختخواب یا رختخواب کودک خود یک پارچه پلاستیکی بگذارید.

مسواک زدن

حدوداً بعد از سن یک سالگی کودک باید با مسواک های مخصوص دهان و دندان هایش را بشویید. برای این کار می توانید ابتدا کودکتان را روی پای خود بنشانید، سرش را کمی کج کنید و مقداری از خمیر دندان مخصوص کودک (دارای فلوراید کم) را روی مسواک کودک بمالید و سپس به آرامی دندان های کودک خود را بشویید. اگر در حین کار فرزندتان کنجکاوی نشان داد و دلش می خواست مسواک را گاز بگیرد، ببیند یا بجود مقاومت نکنید. بگذارید کودکتان کنجکاویش خالی شود. بعد از اینکه برایش عادی شد دوباره به عمل شستشو ادامه دهید. هرگز به زور متوسل نشوید تا در آینده از مسواک زدن فراری نشود.

یادتان باشد که کودکان تقلیدگرند. پس برای جا انداختن این هنجار در فرزند خودتان به طور منظم مسواک بزنید.

عادت ها

1ـ مکیدن انگشت

پروسه شناسايي اجسام تا دو سالگي به اين شكل است كه كودك شيء را دست مي گيرد، لمس مي كند و ممكن است به دهان ببرد و وقتي شناسايي تمام شد آن را پرت مي كند. اين پرت كردن نه از سر خشم و نه بي ادبي و نه باعث نگرانی است. کودکان مکیدن انگشت را به عنوان یک کار لذت بخش انجام می دهند. این کار زیر دو سال طبیعی تلقی می شود و در 2 سالگی یا در هنگام پیدایش دندان های شیری این عادت را کنار می گذارند. اما اگر در حدود 2 سالگی کودک نیز این رفتار را ادامه داد باید علل آن را جستجو کرد.

دلایل آن می تواند روانی و استرسی باشد. اما نکته ی قابل بحث این است که مکیدن انگشت به مدت طولانی باعث بد شکل گیری فک کودک شما خواهد شد.

برای جلوگیری از این اتفاق می توان:

  1. ابتدا اگر نوزاد كمتر از يكسال شستش را مي مكد اول مطمئن باشید گرسنه اش نیست.
  2. اگر واقعاً این کار شما را نگران می کند. بهتر است از پستونك استفاده کنید. چون شست کودک هميشه همراهش است و ممكن است به آن معتاد شود. در ضمن مكيدن انگشت به دندان های کودک بيشتر صدمه مي زند تا پستونک (دو تا سه ماه بعد از گرفتن از شیر حدود 14 تا 18 ماهگی باید شروع به گرفتن پستونك کرد).
  3. می توان ماده تلخی روی انگشت کودک گذاشت تا این کار لذت بخش خود را ترک کند.
  4. زمانی که می بینیم کودک در حال مکیدن انگشت است حواس او را از این کار با بازی های مختلف پرت کنیم.
  5. روی انگشت کودک خود را با چسب زخم یا پانسمان بپوشانیم تا نتواند این کار را ادامه دهد.
  6. به دندان پزشک کودکان مراجعه کرده و مشکل خود را با او مطرح کنید. دندان پزشک بالای سقف دهان بچه یک وسیله ای را نصب می کند که قابل جدا شدن توسط کودک نبوده و کودک را از مکیدن انگشت خود باز می دارد.

2ـ تلوزیون و کامپیوتر

تماشای تلويزيون قبل از بيست ماهگي براي كودك مضر است و میلیون ها سلول مغزي کودک دلبندتان را برای همیشه از بين مي برد.کسی با محتوا کاری ندارد بحث حرکت خط و نقطه هاست.
تحقیقات نشان داده است که تماشای حتی یک ساعت تلوزیون در روز باعث کندی رشد مغزی کودک می شود و مهارت های شناختی کودک را به میزان 30% کاهش می دهد. این کودکان در بزرگسالی دچار مشکلات عدیده ای می شوند. کودک نوپا قادر به درک آنچه در صفحه ی تلوزیون می بینند نیست. زیر 20 ماه حتی 5 دقیقه دیدن تلویزیون برای کودک مضر است. دلیل این امر کاهش ارتباط با دیگران و بازی است. برای جلوگیری از این کار کودک را به اعمال خلاقانه سوق دهید و او را با چیزی جز مانیتورها عادت دهید.

گاهي مي بينيم پدر و مادرها افتخار مي كنند فرزندشان كار با موبايل را يادگرفته و با آن بازي مي كند. کودک را تشویق می کنند. موبايل اسباب بازي كودكان نيست، او نياز به تحرك براي رشد دارد. فرزندتان به موقعش كار كردن با اين ابزار را ياد خواهد گرفت. اين ها زمينه اعتياد سنگين به كامپيوتر را در آينده به وجود مي آورد.


 

چگونگي نظم آموزي

بعضی از والدین با خود فکر می کنند که باید به کودک خردسال سخت گرفت تا منظم تربیت شود. و فکر می کنند اگر ساده از کنار تربیت کودک خود بگذرند او لوس بار می آید. در حالی که که این طرز تفکر صحیح نیست.

باید نظم آموزی را در قالب کودکانه به آن ها آموخت تا در آن ها نهادینه شود. نکته ای که اینجا وجود دارد این است که کودکان یک تا هفت سال دوست دارند هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند. کار مورد علاقه ی کودکان در این سن و سال کنجکاوی است. بداند در کابینت چه میگذرد... ظروف ادویه چه هستند... همه چیز را با در دهان گذاشتن تست می کند و... ناچاراً باید تا حدی بی نظمی را بپذیرید. باید به کودک اجازه ی تجربه و آزمون و خطا داد. بدون این شیطنت ها فرزند شما مهارت های زندگی را نمی آموزد. پس کودکان ما بی ادب نیستند بلکه فقط کنجکاوند. تعریف ادب نزد کودکان ما همان اعمالی است که والدینش انجام می دهند. پس کودک را جاهایی ببريد كه بتواند همه چيز را لمس كند وسايل خطرناكي اطراف نباشد و كسي هم ناراحت نشود.

پيامبر خدا صلی الله ‏عليه و ‏آله و سلّم: فرزندان در هفت سال اول امیر (و پادشاه) تو هستند؛ در هفت سال دوم بنده ی توأند و در هفت سال سوم، وزیر (و مشاور) تو.

بازيگوشی و شيطنت بـچّه در دوران كودكی، نشانگر فزونی عقل او در بزرگسالی است. آموزش نظم یعنی اجتماعی سازی و آموزش حد و مرز به کودک. ما اینجا به شما دستورالعملی را به صورت گام به گام می گوییم تا هم جلوی خراب کاری ها و بی نظمی های کودکتان را بگیرد و هم بتوانید به او آموزشی دهید که نظم در او نهادینه شود.

1ـ ابتدا هنجاری را که مد نظر دارید به کودکتان در حالت عادی یک بار گوشزد کنید و برایش واضح توضیح دهید و دلیل توقع خودتان را بگویید.

2ـ قدم دوم زمانی فرا می رسد که کودکتان هنجار شکنی کرده یا جیغ می زند. در این لحظه به هیچ وجه عصبانی نشوید. باید روی حرف خود محکم بمانید و در مقابل جیغ زدن هایش با او بحث نکنید و برایش توضیح ندهید، روی نه خود محکم بایستید. با او رابطه ی چشمی برقرار نکنید. اگر خیلی بی قراری کرد می توانید با یک جمله ی کوتاه به او توضیح دهید و سپس حواس او را به فعالیت یا بازی جدید پرت کنید. او را به بازی جدیدش تشویق کنید و مطمئن باشید او از فعالیت جدیدی که به او ارائه دادید استقبال خواهد کرد. ابراز خوشحالی کنید که او در وضعیت جدیدی غیر از وضعیت قبل قرار گرفته است. (کودک دلبند شما در این سن شخصی بی حوصله است. مغز او منع مطلق از کاری را متوجه نمی شود و برایش گیج کننده است. باید حتماً جایگزین خوبی برای کار منع شده ی او در آستین داشته باشید).

3ـ رمز موفقیت عکس العمل شما پس از تغییر رفتار بد به خوب است. توجه داشته باشید که با مهربانی از کار خوبش استقبال کنید، او را تشویق و تأیید کنید تا این کار خوب در ذهن او نهادینه بشود و یاد بگیرد هرگاه نظم حاکم شود همه مهربانتر خواهند شد. سعی کنید وسایل و شرایطی را که باعث تحریک بی نظمی در فرزندتان می شود، از او دور کنید. (اسباب بازی های تحریک آمیز، وسایل خطرناک مخصوصاً آن هایی که برای بار اول می بیند، خسته کردن بیش از حد کودک با خرید های خسته کننده و مهمانی های طولانی و...).

نکات: برای موفق بودن در این کار شما می توانید: 1ـ از تحریک حس حسادت او استفاده کنید. 2ـ چندین راه را برای جایگزین کردن رفتار بد به او پیشنهاد کنید و به او حق انتخاب دهید. 3ـ باید بدانید واژه ی «نه» شما واژه ای ارزشمند است که باید در مواقع اضطراری به کار رود. پس همیشه با کارهای کودکتان مخالفت نکنید که دیگر به منع کردن های شما توجه نکند. 4ـ کیفیت بازی های جایگزین او را بالا ببرید مثلاً اسباب بازی های جالب تهیه کنید (منظور اسباب بازی ای است که حس کنجکاوی او را تحریک کند. نه اسباب بازی گران). با او همبازی شوید و تشویقش کنید به بازی های دسته جمعی روی آورد.

جابر (یکی از یاران پیامبر) مي‌گويد: «بر پيامبر‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و ‌آله‌ ‌وارد شدم در حالي كه حسن عليه السلام ‌و حسين عليه السلام ‌را بر پشت خود سوار كرد بود و چهار دست و پا راه مي رفت و پیامبر به نوه هایش مي فرمود: شتر شما چه شتر خوبي است و شما چه سواران خوبي هستيد»

1ـ نکاتی در راستای آموزش نظم

  • ابراز محبت به کودکتان را فراموش نکنید. کودکتان هر چقدر هم بزرگ شوند احتیاج به محبت شما دارد.
  • توقعات و میزان محدودیت ها را هم سطح کودکتان بکنید.
  • هرگز از خشونت استفاده نکنید چو بی نظمی را نهادینه می کند.
  • همیشه از فواید نظم برایش بگویید.
  • توقعات خودتان را به صورت واضح برایش بیان کنید.
  • دستوراتتان را به صورت بازی دربیاورید.
  • رفتارهای نادرست او را همیشه یادآوری نکنید.
  • پاداش را فراموش نکنید.
  • با داد و فریاد رفتار بد را به او تذکر ندهید.
  • گاهی به او مسئولیت هایی محول کنید.
  • در طول هفته چندین بار او را به پارک ببرید تا انرژی نهفته اش تخلیه شود.
  • بازی های دسته جمعی را فراموش نکنید.

2ـ جلوگیری از خراب کاری کودک

در این موارد کاری از دست شما ساخته نیست. فرزند عزیزتان هیچ درکی از مهارت های شناختی ندارد که اگر به او بگویید این کار را نکن بگوید چشم. شاید تا ده دقیقه جلوی خود را بگیرد اما این را بدانید که همیشه حس کنجکاوی فرزندتان قوی تر از دستورات شما عمل می کند. کودک شما می خواهد هر چیزی را کشف کند. با این کار مهارت های زندگیش هم بالا می رود.

با شلخته نامیدن کودکتان، او منظم نخواهد شد. برچسب نامنظم بودن به کودک شما جز اینکه به او بقبولاند که تا آخر عمر شلخته هست و خواهد بود کاری را از پیش نمی برد. بهتر است از مزایای منظم بودن و تمیز بودن بیشتر برای او تعریف کنید.

در ابتدا شما باید بپذیرید که با وجود یک کودک نوپا در خانه، منظم بودن و عدم آشفتگی معنایی ندارد. پس به جای اینکه کودکتان را سرکوب کنید، مکان خانه را امن کنید. ظروف خطرناک را از کابینت های پایین به بالا انتقال دهید. در قفسه های پایین تر ظروف نشکن مثل قابلمه را قرار دهید تا در صورت بیرون آوردن توسط کودک به عنوان یک وسیله ی امن بازی باشد و سریع تر هم جمع شود. هیچ عیبی ندارد کودکتان وسیله ای را روی پای خود بیاندازد یا خود را زخمی کند. بالأخره باید عواقب هر بازی را پذیرفت و صدمه نیز خواهد دید؛ اما بعد از هر بار آسیب دیدنش او را نوازش کنید و درآغوش بکشید و دوباره اجازه دهید به کار قبلی برگردد.

البته گاهی کودکانی وجود دارند که بی نهایت غیر قابل کنترل و پرفعالیت هستند. در این موارد بیشتر امنیت کودک مد نظر است. گاهی چاره ای جز مانیتور کردن کودک نمی ماند. یا جوری باشید که دائما بتوانید او را ببینید، یا یک مانیتور با دوربین در مکان هایی که احتمال بازی کودکتان هست و دور از دسترس شما قرار دارد نصب کنید.

البته سه گروه برای کنترل این بی نظمی وجود دارند. گروه اول که بسیار به فرزندشان سخت می گیرند. گروه دوم این گونه هستند که کودک را کاملاً آزاد می گذارند. و گروه سوم مابین این دو گروه اند. گروه اول کودک را بی خلاقیت و بی ابتکار بار می آوردند این گونه کودکان همیشه متکی به دیگران بار می آیند. گروه دوم گروهی اند که کودکانی با آینده ی تقریباً بی بند و بار تربیت می کنند. اما گروه سوم که نقایص هر دو گروه را پوشش می دهند و یک آزادی نسبی را در کنار چارچوب های انضباطی قرار می دهند.

3ـ حس تملکی غیر منطقی در کودک

کودکان زیر دوسال احساس می کنند هر چیزی که در اطرافشان هست برای آن هاست. برای آن ها جمله ی «این برای تو نیست» معنایی ندارد. شاید برایتان جای سؤال باشد با وجود یک خانه ی آرام، چرا کودکمان اینقدر بی قرار است؟ این حس تملک در کودکان زیر دوسال طبیعی است. البته در بعضی از شرایط کودک از این بی قراری سوء استفاده می کند. او با گریه های بی وقفه ی خود سلاحی می سازد تا به خواسته ی خود برسد. در این لحظه اگر پدر و مادر به این رفتارش توجه کنند باعث می شود که این حرکت بد به او آموزش داده شود که هر وقت چیزی را می خواهد که به او نمی دهند داد و بیداد کند. اگر والدین به این رفتار کودک بها ندهند رفته رفته این رفتار بعد از دوسالگی رو به خاموشی می رود. پس به عکس العمل هایتان توجه کنید و دقت داشته باشید.

برای اینکه این رفتار کودک جیغ جیغوی شما خاموش تر شود ما راهکارهای زیر را پیشنهاد می دهیم:

ابتدا صبر و تحمل خود را بالا ببرید و باصبر و حوصله کودکتان را پرورش دهید. یک تایم با کیفیت در روز را انتخاب کنید و با او رابطه ی عاطفی برقرار کنید. با او حرف بزنید او را در آغوش بکشید و بغل کنید و ببوسید. این نیز همانند بقیه ی نیاز های اصلی کودک برایش مهم است و به آن نیاز دارد. این کار باعث می شود که کودکتان در این مواقع کمتر لج کند.

زمانی که کودکتان شروع به داد و هوار می کند، از کوره درنروید و به او بی تفاوت باشید. همیشه یادتان بماند اگر به آن حرکت بچه واکنش نشان دهید دیگر یاد می گیرد برای حساس کردن شما چه کند!

زمینه هایی که باعث این حس تملق و غیرت کودکتان می شود را پیدا کنید و آن را رفع کنید.

بچه ها تا 2 سالگی خیلی معنای هم سن و سال را نمی داند. همیشه جیغ های فرزندتان بر سر شراکت اسباب بازی را نشنیده نگیرید. گاهی در سرو صدای او نشانه ی اعتراض است.

پس از اینکه کودکتان آرام گرفت و مثلاً اسباب بازی هایش را با دوستش شریک شد او را تشویق کنید و از کار خوبش استقبال کنید.

سر قول و قرار هایی که با کودکتان گذاشتید بمانید. چه قول مثبت چه قول منفی. مثلاً اگر به او گفته اید که در صورت انجام کاری با او مخالفت خواهید کرد، واقعاً نه بگویید و از موضع خود کنار نکشید. اگر به او قول دادید که او را با انجام کاری تشویق خواهید کرد، واقعاً تشویقش را منظور کنید و گرنه کودکتان حس می کند همه ی حرف های شما وعده است.

رسول خدا(ص) نيز در اين باره مي فرمايد: «كودكان را دوست بداريد و نسبت به آن ها مهربان باشيد و به وعده اي كه به آن ها داده ايد وفا كنيد.»

همیشه این نکته یادتان بماند که کودک از پدر و مادر و رسانه هایی مثل کارتون و تلوزیون الگو می پذیرد.

4ـ آموزش لباس پوشیدن و آراسته شدن

1) به کودکتان اجازه دهید خودش لباس هایش را از تن بیرون کند.

2) به او اجازه دهید به تن یکی از عروسک هایش لباس بپوشاند.

3) لباس های راحت را برای شروع انتخاب کنید.

4) در اختیار دختر بچه هایتان زیور آلات و در اختیار پسر بچه هایتان از مواد آرایشی مو سالم قرار دهید. و آن ها را تشویق به استفاده از این محصولات کنید. اینگونه همیشه تشویق به ظاهری جذاب می شوند.

5ـ نشانه ی کودکان بیش فعال

اگر کودک شما نشانه های زیر را داشته باشد مبتلا به بیش فعالی است.

زياد حرف‌ می زند.

وسط‌ صحبت‌ يا كار ديگران‌ مي پرد.

به‌ نظر می رسد اصلاً به حرف کسی گوش‌ نمی دهد.

كودك‌ روي‌ صندلي‌ مرتب‌ تكان‌ مي خورد.

روی صندلی بند نمی شود حتی وقتی به او تذکر داده می شود.

حواس‌ پرت است.

رعایت نوبت صف و بازی را نمی کند و صبر و تحمل ندارد.

در اجراي‌ دستورالعمل ها مشكل‌ دارد.

تمرکز روی یک بازی یا کار مشخص ندارد.

مرتب‌ از يك‌ كار تمام‌ نشده‌ منصرف‌ شده‌، به‌ كار ديگري‌ مي پردازد.

نمی تواند بازی بی سرو صدا بکند.

چيزهاي‌ مورد نياز براي‌ انجام‌ كارها را گم‌ مي كند.

کارهای خطرناک بدون فکر کردن به عواقب آن انجام می دهد.

علل‌ بيش فعالي ناشناخته‌ است‌. تصور بر اين‌ است‌ كه‌ منشأ‌ آن‌ بيولوژيك‌ باشد. محیط های زندگی پراسترس، دوران بارداری پراسترس و هیجان از عوامل اکتسابی بروز این بیماری است.

در بعضی موارد بیش فعالی با افزایش سن از بین می رود. برخی از راه های درمانی دیگر شامل روش های دارویی و تغذیه ای می شود که باید به پزشک مربوطه مراجعه کرد. شکلات، کاکائو، فست فودها و تنقلاتی همچون چیپس و پفک موجب افزایش فعالیت این کودکان شده و اثرات منفی به روند درمان آن ها خواهد داشت.

مسائل جنسی

اگر گاهی والدین رفتار خاصی مبنی بر کنجکاوی فرزندشان از آلت تناسلی یا جاهای خصوصی بدن خود یا دیگران دیدند نگران نشوند. در قدم اول باید بدانند که تصوري كه كودك از دستكاري و يا نگاه كردن به آلت جنسي دارد با تصور بزرگتر ها از اين مسئله تفاوت زيادي دارد. او فقط در حال کنجکاوی شناخت عضو جدیدی از بدن خود است. در این لحظه اگر با رفتار بد یا دعوا او را از کارش منع کنید، در او یک احساس گیجی از عکس العمل شما به وجود می آید و برایش این نوع ازکنجکاوی علامت سؤال خواهد شد. ممكن است پس از اين برخورد نادرست، به سؤالاتی که در ذهن کودک به وجود آمده است هم جواب غلط داده شود. به نوعی شما حساسیت کودک خود را راجع به این کار بر می انگیزید. گاهی والدین با چنان رفتار خشنی به کودک متذکر می شوند که این کار باعث تثبیت این مسائل در کودک خواهد شد.

یکی از این کنجکاوی ها سرک کشیدن دختر بچه به اندام تناسلی پسر بچه هاست. برای یک دختر بچه دیدن اعضای تناسلی پسر بچه جالب است و برعکس. این فقط منحصراً یک کنجکاوی بی قصد و غرض است. در این مواقع باید برایش توضیح دهید که این مسئله به علت جنسیت خود این گونه است تا این سؤال در ذهن کودک حل شود.

یکی دیگر از این کنجکاوی ها تلاش کودک برای دیدن اندام برهنه ی پدر یا مادر خویش است. او فقط مشغول دیدن چیز هایی است که تا الان ندیده. نکته ی دیگر اینجاست که پسر بچه هايي كه بعد از چهار سالگي با مادر به حمام مي رود و در رختخواب مادر مي خوابد و با مادر بسيار نزديك اند و پدر حضور عاطفي ندارد اگر شرايطشان آماده باشد احتمال كشش به جنس موافق در آن ها بيشتر خواهد بود.

1ـ کودکان کنجکاو جنسی

گاهی بعضی کودکان به طور دائم درحال سرک کشیدن به مسائل جنسی اند. این نوع از کودکان یا دارای همنشین های بدی هستند یا شرایط و رسانه های پیرامون آن ها حاوی محتوای این چنینی است. ابتدا آن دسته از عوامل مخرب دور و بر کودکتان را شناسایی کنید و از او دور نگه دارید. اعم از بچه های فامیل، کارتون های مخرب و... ، سپس به کودک خود مناطق ممنوعه بدنش را معرفی کنید و به او بگویید که کسی نباید به این مناطق دست بزند و فکر بد کند. بعد از مدتی رفتار کودک شما نرمال خواهد شد و به روز اول باز خواهد گشت.

2ـ دیدن روابط زناشویی والدین

والدین فکر می کنند فرزندان نوپایشان چیزی از رابطه زن و مرد نمی فهمد، در صورتی که یک کودک 2 ساله همه تصاویر و صداهای اطراف را در ذهن خود ثبت و ضبط می کند. مواجه شدن کودکان در این سنین با صحنه رابطه زناشویی والدین ممکن است باعث ایجاد سؤالات متعددی در آن ها شود.

اگر کودک شما نصف شب از خواب بیدار شد و شما را در حین رابطه ی جنسی دید، اصلاً از خود رفتاری مبنی بر دستپاچگی و شرمندگی نشان ندهید. اگر ناخودآگاه این حرکت از شما سر بزند باعث ایجاد حس کنجکاوی در کودک می شود.

ابتدا خود را بپوشانید و کودک را در آغوش بگیرید و به او توجه نشان دهید و از او نیازش را بپرسید. بعد برایش توضیح دهید و به او بگویید که وقتی پدر و مادری که خیلی هم دیگر را دوست داشته باشند یکدیگر را در آغوش می گیرند و نوازش می کنند و می بوسند و می خندند و از وجود هم لذت می برند. سپس باید به او گوشزد کنید که این مسائل باید در جمع خانواده بماند و گفتنش نزد دیگران اصلاً درست نیست. در پایان رفع نیاز او و مکالمه تان او را به تختخوابش هدایت کنید و او را بخوابانید. اگر کودک در همان لحظه واکنشی نشان ندهد می توانید فردا صبح برای او قضیه را روشن کنید.

کودک حدود 2 سال با دلایل و حرف های مادر به راحتی قانع می شود، پس نگران نباشید. شاید کودک شما فکر کند این یک حرکت خشن است با تناقضات دیگر. او از این صحنه ای که دیده است برداشت جنسی نخواهد کرد چون ذهنیتی در این مورد ندارد. پس خونسردی خود را حفظ کنید و هرگز سعی نکنید کنجکاوی او را برانگیزید.

کودک > نوپا > آموزش و تربیت
1396/05/22
کارشناس مامایی خانم میرمحمدی
S s s s s s 0
o j k q

اگر مایل هستید، می توانید مطلب فوق را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

اگر نظری یا سؤالی در مورد مطلب فوق دارید در بخش نظرات با ما در میان بگذارید. ما نکات شما را با دقت می خوانیم.

نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
متن نظر
کد امنیتی